بررسی نگرش معتزله و اشاعره و امامیه در مورد ماجرای سقیفه در انتهاء بحث

بررسی نگرش معتزله و اشاعره و امامیه در مورد ماجرای سقیفه در انتهاء بحث

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در انتهاء بحث، می خواهم نظریات سه فرقه اسلامی را در مورد ماجرای سقیفه بیان کنیم.

 ابتداء معتزله: ببینید آقایان، معتزله برای اثبات رأی خود در مورد سقیفه از یک برهان عقلی استفاده می کند آنها این مطلب را بیان می کنند که امت پس از وفات پیامبر اسلام در تحیر باقی مانده و برای آنکه این تحیر رفع شود عقل حکم می کند که شورای از صحابه شکل گیرد و خلیفه بعد از پیامبر اسلام را تعیین کند، پس بنابرین سقیفه شکل گرفت و ابوبکر به عنوان جانشین تعیین شد درست است که انتخاب سقیفه به اعتقاد معتزله، افضل صحابه یعنی حضرت نمی باشد ولی انتخاب سقیفه هر چه که باشد چون امت را از تحیر نجات می دهد به حکم عقل معتزلی باید مورد قبول قرار گیرد.

همان طور که خوانندگان عزیز می بینند معتزله هرگز به سقیفه اصالت نمی دهد بلکه رأی آن را یک امر عقلی می داند که باید برای نجات امت از تحیر صورت می گرفت.

  • علی اسمعیلی
  • جمعه ۲۱ مهر ۹۶

نگرش امامیه به ماجرای سقیفه

نگرش امامیه به ماجرای سقیفه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من همیشه در مورد فرق مختلف اسلامی در مورد ماجرای سقیفه فکر، و این مسئله را واکاوی می کردم تا اینکه در شب قدر پاره ای از آن برای من روشن شد. حال دوست دارم که شما نیز به این مطالب توجه کنید.

امامیه برای اثبات خلافت حضرت بعد از پیامبر اسلام تنها یا بیشتر بر مسئله غدیر خم تأکید می کند و بیشتر استدلال خود را برای اثبات ماجرای غدیر خم گذاشته است این نوع استدلال های امامیه تنها در دوران ظهور شبهات و اختلافات بین امامیه را حل کرده است و در دوران غیبت جوابگو شبهات و اختلافات بین امامیه در مورد آینده تشیع در دوران غیبت نیست، در نتیجه این اختلاقات تنها به وسیله اثبات ماجرای غدیر خم حل نمی شود.

 پس برای اثبات خلافت حضرت به دنبال دلیل دیگری جز غدیر خم می پردازیم به نظر من آن دلیل سیره عقلاء بما هو  عقلاء می باشد.

 مفاد این دلیل اینگونه خواهد بود: امامیه برای اثبات خلافت بلا فصل حضرت بعد پیامبر از یک صغری و کبری عقلی استفاده می کند.

صغری: اگر دوران صدر اسلام و دوران حضور پیامبر اسلام را از لحاظ تاریخی بررسی کنیم و سیری در روایات شیعه و سنی بکنیم این مسئله را عقلا، در خواهیم یافت که حضرت افضل صحابه خواهد بود.

 کبری: عقل حکم می کند که افضل صحابه پس از پیامبر به منصب خلافت برسد.

 نتیجه: به حکم عقل حضرت لایقترین فرد برای خلافت پیامبر اسلام خواهد بود. و این حکمی است که عقلاء به ما هو عقلاء به آن حکم می کنند و شارع نیز به عنوان رئیس عقلاء، اگر با آن مخالف بود بدان حتما حکم می کرد و چون مانعی نیز از بیان حکم شارع وجود ندارد به نتیجه می رسیم که شارع حکم عقلاء را پذیرفته و آن را تأیید می کند.

  • علی اسمعیلی
  • يكشنبه ۲ مهر ۹۶

نگرش معتزله به ماجرای سقیفه

نگرش معتزله به ماجرای سقیفه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من همیشه در مورد فرق مختلف اسلامی در مورد ماجرای سقیفه فکر می کردم و این مسئله را واکاوی می کردم تا اینکه در شب قدر پاره ای از آن برای من روشن شد. حال دوست دارم که شما نیز به این مطالب توجه کنید.

معتزله حضرت را مانند امامیه افضل صحابه می دانند و البته این عقیده را پس از واکاوی تاریخ صدر اسلام و دوران  ظهور پیامبر و بررسی فضائل تک تک صحابه و قیاس آن با فضائل امام اول شیعیان یک عقیده کاملا عقلی می دانند و صغری قیاس امامیه را در مورد چگونگی تعیین خلیفه پس از پیامبر، می پذیرند.

 ولی به کبری قیاس شیعیان خدشه وارد می کنند. حال سؤالی که مطرح می شود، محتوای آن کبری چیست؟ آن کبری این مطلب می باشد که عقل حکم می کند که افضل صحابه باید خلیفه بعد از پیامبر باشد.

معتزله این حکم را، عقلی نمی دانند بلکه آنها معتقدند که آنچه عقل حکم می کند آن است که حتی مفضول نیز می تواند بر فاضل حاکم شود و به این صورت رأی سقیفه را، در مورد تعیین ابوبکر به عنوان خلیفه توجیه می کنند.

 البته از دیدگاه معتزله آنچه مبرهن است آن است که آنها تشکیل سقیفه را برای تعیین خلیفه کاملا عقلی می دانند و به خود تشکیل سقیفه، اصالت می دهند و برخلاف اشاعره ذات سقیفه را مورد پذیرش ندارند و آن را اصیل نمی دانند و این بدان معنا است که  معتزله رأی سقیفه را، مساوی اجماع مسلمین که فارغ از خطا است نمی دانند و فقط تشکیل سقیفه را برای تعیین خلیفه یک امر عقلی می دانند که طبق حکم عقل باید صورت می پذیرفت، که صورت پذیرفت.

 

 

 

       

  • علی اسمعیلی
  • دوشنبه ۲۷ شهریور ۹۶

نگرش اشاعره به ماجرای سقیفه

نگرش اشاعره به ماجرای سقیفه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من همیشه در مورد فرق مختلف اسلامی در مورد ماجرای سقیفه فکر، و این مسئله را واکاوی می کردم تا اینکه در شب قدر پاره ای از آن برای من روشن شد. حال دوست دارم که شما نیز به این مطالب توجه کنید.

اشاعره درست برخلاف امامیه و معتزله حضرت را به عنوان افضل صحابه نمی پذیرند و این بدان معنا است که آنها صغری استدلال امامیه برای تعیین خلیفه بعد از پیامبر را قبول ندارند، آنها به این امر معتقدند که افضلیت صحابه به ترتیب همان خلفای راشدین است.

 البته مطلبی که در اینجا جالب می نماید آن است که اشاعره درست برخلاف معتزله، کبری استدلال امامیه در مورد تعیین خلیفه بعد از پیامبر را می پذیرند، و آن مطلب، این می باشد: افضل صحابه باید خلیفه بعد از پیامبر باشد.

 آنچه از استدلال اشاعره مبرهن است این خواهد بود که این گروه از فرق اسلامی، به مانند معتزله معتقد به این امر نیست که هدف از تشکیل سقیفه یک امر عقلی معتزله گونه برای نجات امت از تحیر باشد بلکه آنها به ماجرای سقیفه و ذات آن اصالت می دهند و ذات سقیفه را درست مساوی اجماع مسلمین برای تعیین خلیفه بعد از پیامبر می دانند و پس از آن نیز این کبری را می چینند که، امت پیامبر به خطا نمی رود و نتیجه نیز بسیار روشن خواهد بود.

  • علی اسمعیلی
  • شنبه ۲۵ شهریور ۹۶