بیان نظریه استاد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

استاد ما که بنده در این هشت سالی که در حوزه علمیه تحصیل می کنم می توانم به جرأت بگویم که 70% مطالبی که از مسائل دینی می دانم از ایشان یاد گرفتم روزی در کلاس رسائل به ما نظریه را بیان فرمودند که من پس از تأمل بسیار فهمیدم در جامعه ما این مسئله صادق می باشد ایشان معتقد بودند که مردم سه دسته می باشند: دسته اول: علماء و مجتهدین می باشند این افراد به خاطره احاطه علمی که دارند و به خاطره آشنایی با دین به این راحتی ها دچار فتنه و بدعت ها نمی شوند. دسته دوم: مردم عوام هستند این دسته نیز چون به این دیدگاه معتقد هستند که برای حل هر مشکلی باید پیش متخصص آن بروند مثلا برای رفع بیماری باید به نزد متخصص آن در علم پزشکی بروند پس در نتیجه برای حل مشکلات دینی نیز باید به نزد مراجع تقلید و علماء دین و نائبین امامان معصوم بروند و از آنها اطاعت کنند این دسته نیز اگر از متخصص اصلی دین اطاعت کنند دچار مشکلی نمی شوند. دسته سوم: افرادی هستند مانند برخی طلبه ها که به حوزه علمیه رفته اند یا درس خود را خوب نخوانده اند یا اگر خوب خوانده اند درس را ناقص خوانده و رها نموده اند بنابر دیدگاه استادمان بعضی از این افراد برای جامعه اسلامی بسیار خطرناک هستند چون به خاطره اینکه بهره ای از مباحث علمی دارند بسیار در این مسائل ادعا دارند و زیر بار علماء و مجتهدین نمی روند و نظر خود را مدعیانه بیان می کنند و در نتیجه منبع بدعت ها و فتنه ها می شوند او برای اثبات نظر خود یک مثال از تاریخ می زد ایشان می فرمودند: چرا مردم در زمان پیامبر اسلام به این شکل در عمل به دستورات حضرت مطیع بودند و دستورات پیامبر را در جهاد و هجرت و تحمل سختی ها و غیره اینگونه اطاعت می کردند؟ زیرا مردم در آن زمان خود را در برابر پیامبر اسلام از دسته اول که عرض کردم می دانستند و هیچ ادعای در مسائل دینی در برابر پیامبر اسلام نداشتند ولی در زمان امام اول ما شیعیان عده ای از صحابه مانند طلحه و زبیر و یا جماعت خوارج و غیره به خاطره ادعای که در مسائل دینی داشتند نمی خواستند که زیر بار دستور حضرت بروند بنابرین جلوی حضرت در آمدند و به فتنه گری دست زدند.