مردی از دیار تلاش و خودکفائی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

او در یک شهر کوچک در نزدیکی پایتخت سرزمین اسلامی اش به دنیا آمد پدرش از علماء مذهبی شهرشان بود ابتدا خواست که شغل پدر خود را ادامه بدهد بنابرین به یادگیری علوم دینی پرداخت ولی وقتی به پایتخت این سرزمین اسلامی سفر کرد به تشویق یک پزشک به تحصیل علوم پزشکی پرداخت و با تلاشی که در این مسئله به خرج داد به زودی در بین پزشکان و جراحان آن شهر بزرگ به برترین و سرآمدترین پزشک و جراح تبدیل شد او راز موفقیت خود را در پزشکی و جراحی، رعایت چند اصل در زندگیش می دید یکی از اصول زندگی او این مسئله بود که همواره سعی داشت هرگز دو روز همانند را در زندگیش تجربه نکند بنابرین همیشه در این تلاش بود که هر روز چیز جدیدی را یاد بگیرد و همین عقیده او منجر شده بود که برای تبحر هر چه بیشترش در علم پزشکی و جراحی، بسیار فرد جسور و شجاعی شود همین دلیل منجر به آن شد که او به جراحی های مختلفی که در زمان حیاتش، به جسارت بسیار زیاد نیاز داشت دست بیازد مثلا به جراحی کشکک زانو و بیرون آوردن سنگ مثانه و برش نای و باز کردن دهانه رحم و عملیات قطع کردن عضو و خارج کردن پولیب بینی پرداخت و حتی ابداعاتی را نیز در علم جراحی انجام داد که در نزد هیچ استادی نیاموخته بود از جمله دمل های کبد که از مواردی بود، که پزشکان زمان خود را دچار حیرت کرده بود را با شکافتن آن دمل ها و داغ کردن آنها در همان لحظه، جراحی می کرد او وقتی در جراحی با خونریزی مواجه می شد به بستن سرخرگ ها دست می زد او بخیه هشت تایی را روی شکم ابداع کرده بود و می توانست طوری بخیه را به صورت داخلی بزند که آثار بخیه نمایان نباشد او همچنین کشف کرده بود که برای همه عمل های جراحی در نیم تنه پائین انسان، قبل از هر کاری لگن خاصره و پاها بالا نگه داشته شود و در شکستگی های باز به طریقه که خود ابداع کرده بود شکافی ایجاد می کرد. البته این همه موفقیت او در پزشکی و جراحی فقط از جسارت او به دست نیامده بود او در امر جراحی بسیار احتیاط نیز می کرد او قبل از جراحی خود را از دغدغه های روحی و روانی خالی می نمود و ابزار های جراحی اش را نیز به خوبی ضد عفونی می کرد.

بابا بی خیال احتیاج نبود به خودش این همه زحمت بدهد کافی بود به کشوری مثل آلمان برود و همه این روش های جراحی و پزشکی را یاد بگیرد مثلا این دو روش آخرش، دو روش آلمانی در جراحی بوده است به علاوه با آموزش که در آلمان بدست آورده بود بدون آنکه احتیاج باشد این همه خودش را به دردسر بیاندازد به یک جراح برند تبدیل  شود.

آه، امیدوارم که هیچ کس، نمک کسی را که می خورد نمکدانش را نشکند. اما عزیز من هرکس به همین اصلی که این آقا به آن توجه وافر داشت عمل کند مطمئنا در کشور خودش هم به یک جراح و پزشک معتبر تبدیل می شود مثلا همین فردی که در مورد او صحبت می کنیم آنقدر در امر پزشکی و جراحی متبحر شده بود که در زمان خودش از اقصی نقاط جهان اسلام و حتی اروپا برای درمان به نزد او می آمدند.

می خواهی که من باورم بشود که از اروپا برای درمان و جراحی به نزد او می آمدند مگر می شود، انگار نمی دانی که اروپایی ها در علم پزشکی و جراحی از ما مسلمانان خیلی جلوتر هستند و برعکس این مطلب تو، امروزه صادق هست.

گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام    مهرست بر دهانم فغانم آرزوست. چرا، اگر همین اصل را رعایت کنیم حتما به اینجا می رسیم و مطمئنا نیازی به اروپا رفتن نیز نخواهد بود. داشتم در مورد این فرد صحبت می کردم او یک اصل دیگر در زندگی خودش نیز داشت و آن این بود که سعی می کرد تجهیزاتی که در پزشکی استفاده می کند وطنی باشد بنابرین سعی می کرد تجهیزات پزشکی مورد نیازش را خودش طراحی کند و در این امر هم دست به ابداعاتی زده بود مثلا با ذبح کردن یک گربه « البته برای اینکه اندام این حیوان پاک بشود آخه گفتم قبلا درس دین خوانده بود و می دانست که باید شرع را رعایت کند.» از روده اش نخ بخیه درست کرده بود حتی از ابریشم هم، نخ بخیه ساخته بود.

منظور شما به احتمال زیاد «cat gut» و «silk» است احتیاج نبود، انواع «made in» هایش وجود دارد می توانست سفارش بدهد و برایش وارد کنند.

همین حرف هاست که باعث می شود ما از آنها عقب بمانیم. در آخر می خواستم بگویم که ایشان چون در خانواده و کشوری دینمدار بزرگ شده بود فردی بسیار اخلاق مدار بود و هدفش از یادگیری پزشکی و جراحی کسب درآمد زیاد نبود به خاطر همین نیمی از روز را برای بیماران فقیر مجانی به طبابت می پرداخت.

آخر نگفتی که این فرد نامش چیست؟

او کسی است که اروپاییان که سردمدار جراحی هستند بسیار مدیون او می باشند و می توان گفت که نخستین پیشگام علم جراحی است.

آهان شاید یانگم باشد آخر او در انتهاء سریال جواهری در قصر به روش جراحی کردن پی برد نکند اوست؟

اولا گفتم آقاست. ثانیا افسوس و صد افسوس که این چشم بادامی ها با چه وقاحتی جرأت می کنند که علم جراحی را به خود نسبت می دهند در حالیکه آنها این علم را از اروپایی های یاد گرفته اند که آن اروپایی ها وقتی این فرد مسلمان به  جراحی کردن مشغول بود جراحی کردن را در بلاد خود به دستور کلیسا حرام می دیدند افسوس که مسلمانان از گذشته درخشان خود آنگونه که باید آگاه باشند، نیستند بعد یک غریبه بیاید و آن را به خود نسبت بدهد.

اقتباسی از زندگی ابوالقاسم خلف بن عباس اندلسی.


منابع: التصریف لمن عجز عن التألیف(بخش: ابزارهای جراحی).ترجمه احمد آرام ـ مهدی محقق.چاپ اول تهران: مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه تهران و مؤسسه بین المللی اندیشه و تمدن اسلامی کولالامپور مالزی،278.1374 

نرم افزار جامع طب، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم انسانی(نور)