مظلومیت نخبگان دینی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 به خاطر دارم در دوران دبریستان یک دبیر ادبیات داشتیم که بسیار اهل ادب و شعر بود و در محافل شعر و ادب نیز حضور فعال داشت ظاهر او این توصیف من را به خوبی نشان می داد زیرا ظاهری متمایز از اساتید دیگر داشت و البته تحصیلاتش، زیرا دارای تحصیلات عالیه بالا بود و در دانشگاه نیز کرسی تدریس داشت و البته روشنفکر هم می نمود یادم است از طرفدارن پرپا قرص رضا خان و مهندس بازرگان بود و بسیار از نویسندگان و شعرا روشنفکر مانند اخوان ثالث و سیمین دانشور تعریف و تمجید می کرد روزی در کتاب ادبیات مان به ادبیات انقلاب و شعرا این دوره رسیدم و شعری از مرحوم سبزواری را خواندیم طبق روال گذشته ایشان در ابتدا بحث، در مورد شاعر و شعر او صحبت کرد و نظر خود را چنین گفت: سبزواری بسیار خوب شعر می گوید ولی من از شخصیت ایشان خوشم نمی آید. آری به قول یکی از رفقای بسیجی مان که ایشان نیز بسیار اهل مطالعه شعر و رمان هستند و در این مباحث بدون هیچ تعصبی صاحب نظر است وقتی از او پرسیدم که چرا بسیاری از مشهورین ادیب کشور از جماعت روشنفکران هستند؟ این مطلب را بیان کرد: ما مذهبی ها نیز افراد ادیب قوی داریم ولی به خاطر آنکه رسانه ها و تبلیغات در دست آنها است ادبای قوی ما خوب معرفی نمی شوند و مورد جفا واقع می شوند آری من این سخن او را در جهان واقع به خوبی درک کردم زیرا زمانی که سیمین بهبانی وفات می کند چه موج عظیم رسانه ای به پا می شود و چه پیام تسلیت ها از طرف افراد گوناگون داده می شود ولی وفات حمید سبزواری در یک سکوت خبری معتمدانه است. آیا به راستی استعداد شعر گفتن سبزواری از سیمین بهبهانی کمتر بود؟ پس چرا مدعیان شعر و ادب در مورد او هیچ سخنی بر زبان نراندند.