بررسی یکی از علل صلح امام دوم شیعیان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکی از دلایلی که برای صلح حضرت در برابر معاویه بن ابی سفیان آورده می شود این است که حضرت متوجه شده بودند که دولت روم می خواهد از اختلافی که بین مسلمین افتاده بود استفاده کند و به بلاد اسلام حمله کند و اسلام و مسلمین را از بین ببرد به خاطره همین حضرت پذیرفتند که با معاویه صلح کنند تا دشمن اصلی مسلمین از این فرصت استفاده نکند.

 این مطلب علاوه بر آنکه از فحوای دعای مرزداران امام چهارم نیز قابل برداشت است در تاریخ اسلام نیز کاملا قابل مشاهده می باشد یکی از نمونه های بارز آن ماجرای آندلس می باشد.

 خوب، در سال 92  تا 97 هجری آندلس یا شبه جزیره ایبری توسط مسلمین فتح شد و از سال 138 هجری با تشکیل خلافت قرطبه ( کردبا امروزی) یک ساختار حکومتی یک پارچه و مرکزی و قدرتمند بر آندلس حکومت می کرد که از حملات مردم شمال( این عبارتی بود که مسلمانان در آن زمان به اروپایی ها داده بودند) به بلاد اسلام جلوگیری می کرد و جز در یک نبرد که مسلمین در آن از مسیحیان شکست خورند و آن شکست نیز در نبرد برشلونه ( بارسلونا امروزی) اتفاق افتاد که منجر به از دست رفتن این شهر شد همواره مسلمین بر مردم شمال پیروز بودند. ولی با از بین رفتن خلافت یکپارچه قرطبه در سال 422 هجری، آندلس نیز به مجموعه ای بالغ بر25 امیر نشین تقسیم شد که همواره نیز بین آنها اختلاف حاکم بود.

  علت این اختلاف نیز این مسئله بود که یکی از این امیر نشینان بر دیگری پیروز شود تا قلمرو بزرگتری بسازد و مدت بیشتری عمر کند و حتی این اختلافات منجر شده بود که برخی از این امیر نشین ها به دولت مسیحی باج دهند تا مثلا به آن امیر نشین مسلمان کمک کند که او بر همسایه مسلمان و برادر خود پیروز شود.

بالاخره این جنگ های داخلی بین مسلمانان در طول پنجاه سال منجر به آن شد که این دولت ها به ضعف بگروند و دشمن مسیحی از آن به نحو احسن استفاده کند و یکایک این امیر نشینان کوچک را از بین ببرد که نتیجه آن از دست رفتن شهر های طلیطله ( تولدو امروزی) و میرا ( مادرید) بود.

 زمانی که مسلمانان آندلس فهمیدند که چه کلاهی سرشان رفته است و با این اختلاف نمی توانند جلوی حمله دشمنان مسیحی را بگیردند در نتیجه از دولت قدرتمند مرابطان در شمال آفریقا کمک خواستند و این دولت نیز به یاری آنها شتافت اما با حمله به دشمن مسیحی، فقط و فقط جلوی پیشروی آنان را گرفتند و لاغیر، تا مسلمانان این بلاد تاوان اشتباه گذشته خود را بدهند البته دوباره الباقی امیر نشینان آندلس تحت یک دولت، متحد شدند ولی این اتحاد دوباره چند صباحی یعنی سی و سه سال، بیشتر ادامه نیافت و دوباره آندلس به دولت های کوچک تبدیل شد و روز از نو و روزی از نو، که نتیجه اش هم واضح است منجر به آن شد که شهرهای سرفسطه (ساراگوسا امروزی) و لیشبونه (لیسبون امروزی) هم از دست مسلمانان خارج شود.

 باز مسلمین آندلس دوزاریشان صاف شد و فهمیدند که با این اختلاف نمی توانند حریف مردم شمال شوند در نتیجه دوباره از دولت قدرتمند موحدون کمک خواستند و دولت موحدون با یورشی که به دشمن مسیحی کرد مانند مرابطان فقط جلوی پیشرفت دولت مسیحی را گرفت. مجددا این اتحاد فقط هشتاد و دو سال به طول انجامید و با تبدیل شدن آندلس به تعدادی امیر نشین که همواره باهم اختلاف داشتند باعث از دست رفتن شهرهای بلنسیه (والنسیا) و شبیله ( سویا) و قرطبه ( کردبا) و مرسیه( مایورکا) شد و فقط امیرنشین غرناطه( گیرنادا) باقی ماند که علت باقی ماندن آن هم واضح است: همکاری با دشمن مسیحی برای از میان برداشتن دیگر امیر نشینان مسلمان و همچنین خراج دادن به آنها.

 این امیر نشین نیز حدود دویست و پنجاه سال دیگر باقی ماند ولی دشمن مسیحی حتی نمی خواست که یک دولت اسلامی هم، در آندلس باقی بماند در نتیجه این سرزمین هم به آینده هم قطارانش پیوست.

انتهاء کلام این که، آندلس سه بار متحد و سه بار به اختلاف کشیده شد که نتیجه آن فروپاشی ها از دست رفتن این سرزمین از دست مسلمین شد. حال برادران اهمیت این قضیه را فهمیدید.