رنسانس و تحول فکری فراگیر

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در این دوره در انگلستان و فرانسه گرایش به نونمالیست (اصالت تسمیه) و انکار کلیات نضج گرفت گرایشی که نقش مهمی در سست کردن بنیان فلسفه داشت.

از سوی دیگر زمزمه ناسازگاری فلسفه با عقائد مسیحیت و به عبارت دیگر ناسازگاری عقل و دین آغاز گردید.

در میان رجال مسیحیت نیز اختلافاتی در گرفت که به پیدایش پرتسانتیسم انجامید.

از سوی دیگر گرایش اومانیستی و پرداختن به مسائل زندگی انسانی اوج گرفت.

در قرن شانزدهم گرایش به علوم  طبیعی و تجربی شدت یافت اکتشافات کپلر و کپرنیک و گالیله فلکیات بطلمیوس و طبیعیات ارسطو را متزلزل ساخت.

دستگاه پاپ مدت ها در برابر این موج خروشان مقاومت کرد ولی سرانجام کلیسا و دستگاه پاپ بود که مجبور به عقب نشینی شد.

این فایده ای جز بدبینی مردم نسبت به ارباب کلیسا نداشت.

سقوط فلسفه اسکولاستیک( فلسفه ای که کلیسا آن را ترویج می کرد) موجب پیدایش شک گرایی جدید شد.

منابع: آموزش فلسفه جلد یک، صفحه 41 و 42، علامه مصباح یزدی دامت افاضته،