استاد خوب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعد این که سطح یک حوزه را تمام کردم به این دیدگاه رسیده بودم که کلاس رفتن فقط وقت تلف کردن است و اگر درس ها را غیر حضوری کنم و آنها در کتابخانه مطالعه نمایم بازدهی من در یادگیری  و البته در زمان بیشتر می شود ولی به خاطر یک سری مسائل مجبور شدم تا چند کلاسی بردارم یکی از کلاس ها با استادی فرهیخته بود که نظر من را کلا درباره غیر حضوری کردن درس ها عوض کرد آری، وقتی که کلاس ایشان می رفتم از درس بهره وافی می بردم و معتفد بودم که نود درصد، این کلاس برای من بازدهی دارد به خاطر همین من که زیاد علاقه به درس رفتن نداشتم از شیوه تدریس ایشان بسیار لذت می بردم و هر وقت به کلاس درس ایشان نمی رفتم انگار ضرر سنگینی متوجه من شده بود به خاطر همین با سر، به کلاس ایشان می دویدم بعدها علت این حالت مرا خود به ما بیان فرمودند.

 ایشان یک دیدگاه جالب داشت که تا به حال در این مدت مدیدی که در حوزه بودم آن را نشنیده بودم ایشان معتقد بودند که اصلا نباید در کلاس حضور و غیاب کرد و واقعا هم این کار را در کلاس انجام نمی داد و همیشه فرض می کرد که ما در کلاس ایشان هستیم ایشان در مورد این کار خود می گفت: علت اینکه طلبه یا هرکس که به دنبال علم هست همیشه دنبال غیبت کردن است به خاطر ضعف استاد است و اگر استاد طعم شیرین لذت بردن از درس را به طلبه بچشاند طلبه مشتاقانه به درس استاد می آید حتی اگر در قله قاف باشد و به این امر معتقد بود که طلبه اگر سر درسی برود و درس را نفهمد بهتر است که به آنجا نرود چون باعث زدگی طلبه از درس می شود.

آری، حال می فهمم که این علاقه ما به درس ایشان از کجا آب می خورد وقتی درس می داد به راستی من احساس می کردم که مباحث سنگین اصولی رسائل را برای ما لقمه می کرد و در دهان ما می گذاشت و فقط ما باید قورتش می دادیم اشتباه نکنید من بدون پیش مطالعه که در روش درس خواندن حوزه مرسوم است به درس ایشان می رفتم ولی باز درس را می فهمیدم و جالب اینجاست که روش ایشان برای تدریس آن قدر جالب بود که بعد یک سال همچنان مباحث در ذهن من باقی مانده بود باز اشتباه نکنید من بعد درس ایشان حتی مباحثه نیز نمی کردم ولی در مباحث اصولی به مانند یک صاحب نظر عمل می کنم و مچ اساتید دیگر را می گیرم مثلا در کلاس قرآن شناسی چندین بار نظرات شیخ را گفته و به استاد اشکال کردم استاد قرآن شناسی می گفت: شما معلوم است که رسائل را خوب خوانده اید که این قدر از شیخ اعظم دم می زنید گفتم نه استاد، فقط استاد خوب دیده ام.

وقتی این استاد عظیم الشأن  به ما تدریس می کند این مطلب را به ما می گوید: خوب گوش بدهید زیرا من برای این مطالبی که به شما می گویم شب ها نخوابیده ام به راستی که ظاهر امر هم، همین است.