اصول خلاصه نویسی


خلاصه نویسی به نظر من بزنگاه موفقیت در درس خواندن و موفق شدن در هر امتحانی است زیرا با یک خلاصه نویسی خوب که از مطالب امتحانی یک کتاب صورت گرفته است و مرور چندین باره آن در زمان مبادی باقیمانده از امتحان، بدون شک در امتحان به موفقیت می رسیم من این را به خوبی تجربه کرده ام و نتیجه خوبی نیز دریافت کرده ام حال چگونه باید یک کتاب را خلاصه برداری کرد؟

 ابتدا باید بگویم که برای خلاصه برداری نیازی نیست که مطالب خلاصه شده را در یک دفتر پاکنویس نوشت بلکه می توان به وسیله یک اتد یعنی یک مداد نوکی که به توان به وسلیه آن زیر مطالب خلاصه شده کتاب خط کشید آن کتاب را خلاصه کرد ولی چرا «به وسیله یک اتد»؟ زیرا در بعضی مواقع مطالبی از کتاب را خلاصه کرده ایم ولی بعدا وقتی خوب دقت می کنیم شاید متوجه شویم که به طریقی بهتر آن را می شود خلاصه کرد بنابرین اگر از اتد استفاده کرده باشیم می توانیم به وسیله پاک کردن، تغییرات مورد نظر را دوباره اعمال کنیم. و البته مزایای دیگر نیز هست که می تواند استفاده از اتد برای ما به همراه داشته باشد.

حال براساس چه اصولی باید خلاصه برداری صورت گیرد؟ در جواب این سؤال من دو اصل را مطرح می کنم: 1ـ در آغاز خلاصه برداری یک دور مطالبی را که می خواهیم خلاصه کنیم را خوب بخوانیم و آن را خوب متوجه بشویم مطمئنا وقتی مطالب را می خوانیم با مطالبی مواجه می شویم که برای واضح سازی مطالب کتاب، نویسنده آن را مطرح کرده است مانند مثال هایی که برای واضح سازی بیشتر بیان شده است یا کلامات مترادف که برای همین امر واضح سازی بیان می شود خوب این مطالب نباید در خلاصه ما بیاید پس مطالب کتاب را براساس این اصل خلاصه برداری می کنیم تا به لب یا مغز مطالب برسیم.

حال بعضی ها شاید بگویند که با حاصل شدن لب مطالب، دیگر جایی برای خلاصه برداری مطالب مورد نظر باقی نمی ماند ولی من در اینجا یک اصل خلاصه برداری دیگر را نیز بیان می کنم که به وسیله آن حتی می توان لب مطالب را خلاصه کرد این اصل از این قرار است: هر جایی از مطلب که به وسیله استنتاج عقلی فرد خلاصه کننده، قابل نتیجه گیری است نیاز نیست که در خلاصه شما بیان شود حال این نتیجه گیری یا بسیار در دیدگاه ذهن فرد خلاصه کننده واضح است مانند بعضی از فعل ها که در انتهاء جمله می آید و فرد بدون خواندن، می تواند آنها را پیش بینی کند یا آن مطلب را به وسیله یک کلمه یا یک عبارت که در مطلب خلاصه شده وجود دارد نتیجه گیری می کند که اگر اینگونه باشد بهتر است که زیر آن کلمه یا عبارت با یک خط زمخت سیاه مشخص شود و بالای آن با فلشی، عبارت«توجه» حک شود تا ذهن انسان با تأمل کردن در آن نتیجه گیری مورد نظر را حاصل کند یا این نتیجه گیری عقلی به وسیله عبارت های قبلی خلاصه شده می باشد که در اینجا باید با مشخص کردن سرتیتر مطلب و با حک کردن یادادشت هایی در بالای آن، به مطلب مورد نظر ارجاعش داد.

حال پس از انجام خلاصه برداری، فرد خلاصه نویس مطالب خلاصه شده را یک بار می خواند تا ببیند که آیا آن را متوجه می شود یا نه؟ البته بگذارید من در اینجا این مطلب را بیان کنم که تنها فهم خلاصه نویس اصالت دارد و اینکه دیگری آن را بفهمد یا نه مهم نیست زیرا خلاصه مورد نظر رمزی بین خود خلاصه نویس و کتاب مورد نظر می باشد.

البته فرد خلاصه نویس برای هر چه واضح تر شدن مطلب خلاصه شده نزد خود می تواند از چندین روش استفاده کند که عبارتند از: 1ـ استفاده از حرکات مانند کسره یا سکون. 2ـ استفاده از علائم نگارشی مانند ویرگول. 3ـ جدا کردن هر مطلب مجزا که چیز جدیدی می گوید به وسیله آکولاد، که من این یکی را بسیار پیشنهاد می کنم. 4ـ مشخص کردن مراجع ضمائر به وسیله مطلبی که بالای آن حک می شود. 5ـ اگر خواستید می توانید آن مطلب خلاصه شده را در یک دفتر پاکنویس نوشته و برای واضحتر شدن بیشتر، آن را نموداری نیز بکنید.