مصرف گرای قل و زنجیری استعماری بر پای مسلمانان در پیشرفت علمی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

وقتی برجام تصویب شد با اینکه با آن موافق بودم با صحنه ای بس عجیب و تأثر برانگیز مواجه شدم و آن خوشحالی و پای کوبی مردم برای تصویب آن بود، آخر برای چه؟ چه خوشحالی دارد که دشمنان اسلام جلوی پیشرفت یک کشور اسلامی را گرفتند؟ واقعا چه خوشحالی دارد؟ ملت ایران از سال 1906 تا الان به دنبال پیشرفت کشورش بوده است و بابت این آرمان چه خون ها که از این ملت ریخته نشده است. ابتدا می گفتند که علت عقب ماندگی ما استبداد است اگر سلطنت را مشروطه کنیم پیشرفت خواهیم کرد. سپس گفتند که علت عقب ماندگی کشور، سلطنت سست عنصر و ضعیف قجر است اگر پهلوی دیکتاتور بیاد پیشرفت حاصل می شود. سپس گفتند علت عقب ماندگی کشور این است که مهمترین ثروت ملی ایران نفت، در دست انگلیسی ها است اگر نفت ملی شود پیشرفت حاصل می شود. سپس گفتند علت عقب ماندگی کشور به فساد کشیده شدن جوانان کشور توسط عمال غربی است اگر انقلابی دینی شود کشور پیشرفت می کند. آری بیش از صد سال است که ملت ایران در پی پیشرفت است حال چه شده است که ملت بعد این همه مدت به این نتیجه رسیده است که پیشرفت نکردن، بهتر پیشرفت کردن است. من علت آن را حاکمیت فرهنگ مصرف گرای در بین مردم کشور و حتی تمام مسلمین می دانم و البته این علت کاملا ریشه تاریخی دارد این پروژه ای بود که توسط استعمار در کشورهای اسلامی پیاده شد و درست در زمان رضا خان و آتا ترک، و با روی کار آمدن آنها کلید خورد آری رضا خان، همان کسی که، بعضی افراد در موردش می گویند که او به کشور خدمت کرد. آخر اگر او خدمتگزار بود چرا استعمار با افتخار می گوید که ما او را روی کار آوردیم؟ یعنی استعمار به دنبال پیشرفت کشور ما بوده است؟ اصلا بالفرض استعمار به فکر پیشرفت ما بوده است و خواسته به نظریه بعضی آقایان که می گویند: تنها این کشور با وجود یک دیکتاتور پیشرفت می کند، عمل کند و با یک دیکتاتور باعث پیشرفت کشور بشود پس چرا با یک دیکتاتور بی سواد؟ چرا یک دیکتاتور نخبه را بر ما حاکم نکردند؟ بلکه دیکتاتوری را بر ما حاکم کردند که به جای آنکه، بیشتر مغزش کار کند چشم و گوشش کار می کرد؟ نه آقایان غرب و استعمار هیچ وقت به فکر پیشرفت ما نبوده است آنها در انتقال فن آوری به ما بسیار بخیل هستند ولی در بذل و بخشش فرهنگ مصرف گرایشان به ما بسیار سخاوتمندانه عمل می کنند اگر از آنها فن آوری نخواهیم و خود پیشرفت کنیم چوب لای چرخ پیشرفت ما می کنند ولی اگر فرهنگ آنها را نخواهیم به زور به خورد ما می دهند مگر با ماست که فرهنگ آنها را نپذیریم امروز ملت های مسلمان را به مصرف کالاهای غربی معتاد کرده اند اگر مصرف کالاهای برند ها و مارک های مختلف غربی را نکند در خماری آن باقی می مانند و این اعتیاد آن قدر قدرتمند است که حتی شنیدن خبر آغاز این مصرف گرای نیز، با مصرت شدید آن ملت ها مواجه می شود و راضی هستند بابت آن آرمان های خود را به فراموشی ببرند. می گفتند: پیکان که 98درصد آن تولید داخلی است تولید نکنیم زیرا بسیار زشت است که در دنیا امروز که خودروی به روز سوار می شوند، ما خودرو دهه شصت میلادی را سوار شویم آخر این خودرو با مصرف بنزین بالایش ثروت ملی ما، یعنی نفت را از بین می برد نه آقایان این پیکان نیست که ثروت ملی ما را از بین می برد بلکه صادرات سالیان ممتمادی نفت، به صورت خام، ثروت ما را از بین می برد گفتند: پیکان استاندارد آلایندگی ندارد و باعث آلودگی هوا می شود نه آقایان این پیکان نیست که باعث آلودگی هوا می شود بلکه این آمریکا و کشورهای غربی هستند که صنعتشان بالاترین گاز گلخانه ای را تولید می کند و باعث گرم شدن زمین شده است به قول یکی از رفقاء: آمریکا و کشورهای غربی هستند که دودش را تولید می کنند و نفعش را می برند ولی خشکسالی و گرمای شدیدش را ما باید تحمل کنیم آری ما خرسوار باشیم بهتر از آن است که مصرف گرا باشیم ما شتر سوار باشیم بهتر از آن است که قطعات کالاهای غربی را منتاژ کنیم باید این را بدانیم تا زمانی که غل و زنجیر مصرف گرای را پاره نکنیم هرگز روی پیشرفت و سر بلندی را نخواهیم دید هرگز تبدیل به یک کشور مستقل در جهان نخواهیم شد هرگز از این استعمار نامرئی نجات پیدا نخواهیم کرد.