داستان چهارم در مورد سطح علمی آرمانی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من زمانی که در کتابخانه برای کنکور درس می خواندم فردی در آنجا وجود داشت که به بحث در مبانی اصول دین می پرداخت و این مبانی را زیر سؤال می برد آن طور که به نظر می رسید، طبق ظاهر او از دین خارج شده بود به خاطر همین بچه های کتابخانه او را کافر می خوانند  البته بعضی از بچه ها نیز با او بحث می کردند ولی او بر عقائد خود محکم ایستادگی می کرد من آن زمان چون در این مباحث مطالعات چندانی نداشتم از ترس اینکه در عقائدم شبه نیفتد از او و سخنانش گریزان بودم او هر روز از نظریات یکی از فلاسفه غرب صحبت می کرد روزی از هگل روز دیگر از کانت روز دیگر از مارکس و روز دیگر از فلانی، آن طور که نشان می داد فلسفه غرب را خوانده بود. من یک روز از کنار او می گذشتم که مشاهده کردم او دوباره دارد نظریات یک فیلسوف را بیان می کند ولی این بار نه یکی از آن غربی ها بلکه نظریات یک فیلسوف موحد و مسلمان را بیان می کند بله او درباره نظریات ابن سینا صحبت می کرد با تعجب رفتم جلو و گفتم: تو که حرف این معمین و روحانی ها را قبول نداشتی و همه زندگیت شده فلسفه غرب؟ پس چرا در مورد ابن سینا صحبت می کنی؟ به من گفت: تو ابن سینا را با این آخوندهای امروزی قیاس می کنی او کجا و این ها کجا؟ گفتم: اگر تو به فلسفه علاقه داری من نیز به تاریخ علاقه دارم و تاریخ زندگی ابن سینا را را خوب خوانده ام پوشش او و مذهب او حتی شیوه درس خواندن او با روحانیون امروزی فرقی نداشت پس چرا او را این قدر قبول داری ولی آنها را قبول نداری؟ ماند چه جواب بدهد گفتم: خوب، تو که ابن سینا را این قدر قبول داری من آن طور که می دانم او موحد بود و مبانی اصول دین را قبول داشت و برای آن دلیل عقلی نیز می آورد ولی تو برخلاف او فکر می کنی؟ باز سر در گریبان برد و واماند چه بگوید بعد از مدتی سر را بالا آورد و بدون آنکه پا فشاری و تعصب در سخنان سابقش کند با تواضع و آرامی به من گفت: من نیز مبانی اصول دین را قبول دارم و دیگر هیچ نگفت. در حالیکه من آن زمان چندان اطلاع کاملی از دانش منطق و فلسفه و کلام نداشتم. فقط به طور ناخوداگاه از صنعت جدل استفاده کردم. به قول استاد ادبیات عرب مان ابن سینا از لحاظ علمی آنقدر قوی است که به مانند تانکی می ماند که در دره ای افتاده و پیش می رود و چیزی جلو دار او نیست. آری این یکی ثمرات آن تمدن بزرگ است که هنوز که هنوز، از مبانی اسلام دفاع می کند.