بیان پنج نکته در مورد تمدن اسلامی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من سابقا چندین داستان را مطرح کردم که محتوای این داستان ها در مورد تمدن اسلامی بود  شاید وقتی خوانندگان عزیز این پنج داستان را بخوانند این مسئله را از خود بپرسند که این داستان ها چه ربطی به تمدن اسلامی داشت؟ بنابرین من به ذکر این پنج نکته می پردازم تا فلسفه این پنج داستان مشخص شود.

نکته اول: ببینید من زمانی که چگونگی آغاز رنسانس علمی در غرب را مطالعه می کردم به این نتیجه رسیدم که این آغاز علمی در غرب زمانی شروع شد که نخبگان غربی با مطالعه تمدن یونان و روم با تمدن پیشرفته خود در دوران باستان آگاه شدند و همین امر منجر به آن شد که در این نخبگان دغدغه احیاء این تمدن شکل بگیرد و در نتیجه به ایده گیری از این دو تمدن سابق پرداختند و رازهای پیشرفت و افول این دو تمدن یعنی تمدن یونان و روم را بررسی کردند و همین سرآغاز شروع تمدن جدید غربی بود حال ما نیز باید با معرفی تمدن اسلامی و شکوه گذشته خود به نخبگان مسلمان، این دغدغه را در نخبگان  ایجاد کنیم تا آنها در آرزوی احیاء تمدن اسلامی باشند و با بررسی این تمدن به احیاء آن بپردازند.

نکته دوم: امروزه ما با ناهنجاری های در جامعه مواجه هستیم که با معیارهای اسلامی ما در تغایر است وقتی هم که می خواهیم با این ناهنجاری ها به مبارزه برخیزیم با واکنش های شدیدی در جامعه مواجه می شویم. به نظر من این ناهنجاری ها، و اعتراض های شدید نسبت به اقدام بر علیه آن، ریشه در تمدن غربی دارد که ما در آن زندگی می کنیم. حال اگر ما بتوانیم تمدن اسلامی را احیاء کنیم علاوه بر پیشرفت در تمام عرصه های علمی، می توانیم یک جامعه متدین نیز داشته باشیم زیرا ساختار تمدن اسلامی به گونه ای است که از مبانی دینی دفاع می کند و اجازه شکل گیری این ناهنجاری ها را در جامعه نمی دهد و ریشه آن را در جا خشک می کند در نتیجه دیگر ما به فکر اقدامات بعدی نیز نخواهیم بود.

نکته سوم: باید نقش زنان در تمدن اسلامی مشخص شود به نظر من نقش زنان در تمدن اسلامی مستحکم نمودن بنای خانواده در جامعه است آنها با ایجاد خانواده ای مستحکم و متدین و دانش دوست، نسلی با طراوت برای تمدن اسلامی می سازند به علاوه با گرم نگه داشتن محیط خانه برای همسران خود، محیطی را آماده می کنند که همسران آنها وقتی خانه را برای کار کردن در بیرون ترک می کنند با انرژی دو چندان در پی پیشرفت کشور می روند در حالی که هیچ نگرانی از محیط خانه ندارند. من حتی معتقدم برای این امر زنان باید در آموزشگاه های خاصی آموزش ببینند تا هر چه زودتر ما بتوانیم تمدن اسلامی را احیاء کنیم.

نکته چهارم: امروزه اگر متوجه شده باشید می بینید که متأسفانه اکثریت نخبگان ما دچار خودباختگی شده اند و تمام آمال خود را در آن طرف آبها می بینند به نظر من یکی از علل این خودباختگی این است که امروز بیشتر دانش و فن آوری ها در کشورهای غربی تولید می شود و متأسفانه ما در تولید علم از آنها عقب افتاده ایم و همین مسئله باعث خودباختگی در جامعه امروز ما شده است من روزی می خواندم که در دوران تمدن اسلامی آمال و آرزو هر فردی که در جامعه آن روز زندگی می کرد این بود که به بغداد که در آن زمان مرکز تولید علم بود، برود و در مراکز علمی آن شهر که سرآمد دیگر مراکز علمی بود به تحصیل بپردازد و در آنجا به مدارج علمی بالا برسد. امروزه نیز، چون مراکز علمی معتبر به کشورهای غربی منتقل شده است به تبع، رفتن به کشورهای غربی آرزوی برخی نخبگان ما شده است و البته نخبگان غربی نیز تبدیل به قهرمانان آنها شده اند. حال امید است که با احیاء تمدن اسلامی، بغدادی جدید برای نخبگان خود بسازیم و دانشمندانی به مانند ابن سینا را تبدیل به قهرمانان نخبگان خود بکنیم.

نکته پنجم: حال اگر تمدن اسلامی را ساختیم به راستی نخبه تمدن اسلامی باید چگونه فردی باشد؟ یعنی او باید فقط و فقط به تولید علمی بپردازد یا باید در عرصه های دیگر نیز تأمل و تفکر کند؟ به نظر من نخبه تمدن اسلامی با نخبه غربی بسیار فرق دارد او فقط در عرصه علمی یک نخبه نیست بلکه در عرصه حقیقت شناسی و عقیدتی نیز یک نخبه و متفکر است. او در حمایت از دین و مبارزه با استعمار و استثمار نیز یک نخبه است و البته که او، در حمایت از مستضعفین جهان نیز یک نخبه خواهد بود و این همان رشد انسان در جهات کمال خود است.