اما مسئله سوم: ما حوضی داریم که یقین داریم که آب آن در ساعت شش قلیل بوده است حال در ساعت دوازده یقین به دو چیز دیگر هم داریم اول اینکه این آب در یک زمان از این مدت کر شده است و الان نیز کر است و دوم نیز یقین داریم که این آب با پوست سگ که عین نجاست است برخورد کرده و الان نیز پوست سگ را در آب می بینیم حال شک می کنیم که آیا ملاقات عین نجاست بر کریت این آب حوض مقدم بوده است تا آب الان نجس باشد یا کریت بر ملاقات با عین نجاست مقدم بوده که الان آب پاک باشد؟

در اینجا سه نظر وجود دارد: نظر جناب صاحب فصول، و نظر مشهور و نظر خود شیخ اعظم. ابتدا به بیان نظر جناب صاحب فصول می پردازیم.

جناب صاحب فصول می فرماید در اینجا دو اصل جاری است ابتدا اصل عدم کریت در زمان ملاقات با عین نجاست و دوم اصل عدم ملاقات عین نجاست در هنگام کریت. و چون این دو اصل جاری است ما معتقد به تقارن می شویم یعنی آنکه آب حوض در هنگام کر شدن با عین نجاست برخورد کرده است و این دو هم زمان باهم بوده است در نتیجه آب حوض پاک است.

در این جا شیخ به صاحب فصول اشکال وارد می کند که جناب صاحب فصول در روایت آمده است که آب کری، با برخورد با عین نجاست مثل پوست سگ پاک است که قبلا یقین داشته باشیم که آن آب کر بوده است در حالیکه در بحث تقارن شما آب در حال کر شدن با عین نجاست برخورد کرده است که این محل اشکال است.

نظر مشهور: مشهور نیز مثل صاحب فصول می گویند که اینجا محل جریان فقط دو اصل است اول اصل عدم کریت در هنگام برخورد با عین نجاست و دوم اصل عدم ملاقات عین نجاست در هنگام کریت است و این دو اصل با هم تعارض کرده و ساقط می شوند و سراغ اصول عملیه می رویم یعنی ما در اینجا یک آب مجهول داریم که اصل در آن عدم نجاست است پس آب پاک است.

نظر شیخ اعظم: شیخ می فرماید که ما الان پوست سگ را در آب به یقین می بینیم پس مقتضی نجاست بالوجدان برای ما روشن می باشد حال می ماند مانع که کریت قبل از ملاقات با عین نجاست است که اگر باشد نمی توان حکم به نجاست آب کرد شیخ در این جا می فرماید: اصل، عدم وجود این مانع می باشد در نتیجه آب نجس است.