بعضی ها معتقدند که ایالات متحده آمریکا برای براندازی حکومت های متخاصم با خود هنوز از روش ایجاد روابط دیپلماتیک و ایجاد سفارتخانه در آن کشور و سپس توطئه در آن کشور به وسیله آن سفارتخانه استفاده می کند یا مثلا از روش انقلاب مخملی و براندازی از طریق انتخابات سود می جوید.

 بنده پس از مطالعه رفتار سردمداران این قول سرمایه داری به یک مسئله جدید دست یافتم که دوست دارم آن را بیان کنم: آمریکا در جنگ جهانی دوم و در جنگ با ژاپن و همچنین بعد جنگ جهانی دوم و در جنگ کره و ویتنام شرکت کرد و البته جدای نتیجه این جنگ ها برای کشور آمریکا، این کشور دچار خسارت های وسیع مالی و تجهیزاتی و از همه مهمتر خسارت های انسانی شد مثلا در جنگ ویتنام، ایالات متحد آمریکا سیصد و پنجاه هزار نفر از نیروهای خود را در جنگ از دست داد و این مسئله برای ملت آمریکا قابل تحمل نبود که چرا باید جوانان آمریکای در اقصی نقاط دنیا به خاطر مقاصد شوم سردمداران کاخ سفید کشته شوند؟ به خاطر همین فشار از طرف مردم این کشور بر دولتمردان آمریکا زیاد شد و بعد از جنگ ویتنام، آمریکا تا سال ها در هیچ جنگی شرکت نکرد.

 سران آمریکا در این فکر فرو رفته بودند که با چه روشی می توان رژیم های متخاصم را از بین برد بدون آنکه کمترین کشته و خسارت را داد؟ آنها گفتند که علت خسارت های مالی و جانی زیاد نیروهای آمریکا، در سه جنگ با ژاپن و کره و ویتنام چه بوده است؟ آنها علت را در این یافتند که مردم این سه کشور، بسیار به سردمداران کشورشان علاقه وافر دارند و راضی هستند تک تک شان برای حفاظت حکومتشان بمیرند به خاطر همین است که تک تک و نفر به نفر از دولتشان دفاع می کنند و بابت حفاظت از حکومتشان کشته می شوند پس سران آمریکا به این نتیجه رسیدند که بهترین راه برای شکست حکومت های متخاصم با خود بعد از این سه جنگ مثلا در براندازی رژیم بعث عراق و رژیم لیبی این خواهد بود که بین مردم آن کشور و دولتمردان آن اختلاف بیاندازند و مردم را نسبت به حکومت هایشان سرد کنند آنها برای این کار بهترین روش را تحریم آن کشورها دانستند زیرا معتقد بودند که تحریم باعث آن می شود که مردم آن کشورها تحت فشار قرار گیرند و حکومت نیز دچار فساد های اقتصادی شود و در نتیجه فاصله طبقاتی در آن کشورها هر روز زیاد و زیادتر شود و همین فاصله طبقاتی منجر به آن شود که مردم به وضع حاضر اعتراض کنند و در نتیجه دست به قیام بر علیه آن حکومت بزنند و البته حکومت های مثل رژیم بعث عراق و لیبی نیز دست به سرکوب مردم بزنند و در نتیجه این باعث جریح شدن مردم این دو کشور بشود که سرانجام، کشور به جنگ داخلی کشیده شود و وقتی کشور به این حالت درآمد دقیقا این زمان، بزنگاه آمریکا برای حمله نظامی به آن کشور خواهد بود.

در این زمان سران کاخ سفید به راحتی به بهانه حمایت از مردم آن کشور و جلوگیری از کشتار آنها، از سازمان ملل و شورای امنیت اجازه حمله می گیرد و به آن کشور حمله کرده و به خاطر اختلافی که بین مردم آن کشور و سردمدارانشان وجود دارد آن کشور را به راحتی تمام و به مانند آب خوردن، اشغال می کند بدون آنکه کشته یا خسارت چندانی ببیند.

 این سیاست جدید آمریکا را می توان در مورد براندازی دو حکومت صدام و قرافی دقیقا دید.