روزی یکی از اساتید ادبیات مان این مطلب را بیان کرد: امروز می بینید که تکنولوژی و صنعت دارد از دنیا غرب به کشور چین منتقل می شود و به زودی با دنیا جدیدی که چین رهبر آن است مواجه می شویم البته این سیاست جدید صهیونیست ها است، که آن را دنبال می کنند و باید دید که آنها چه فکر جدیدی در ذهن دارند؟

 به نظر من این حرف، حرف درستی نیست زیرا دنیا شکل جدیدی به خود گرفته است که اقتصاد جهان نیز باید آن راه را بپیماید چیزی که امروز به آن جهانی شدن اقتصاد می گویند.

 کشور چین به خاطر داشتن سرزمین وسیع و از همه مهمتر داشتن جمعیت و نیروی انسانی بسیار زیاد که بسیار هم، ارزان است منجر شده که بسیاری از برند ها و مارک های مهم جهانی سیاست خود را در امر تولید تغییر دهند.

 آنها به این نتیجه رسیده اند که بهتر است، محصولات خود را در کشور خود و به وسیله دیزاینر ها و طراح های داخلی، طراحی کنند ولی در عوض، خط تولید و کارخانه تولیدی آن محصول را به جای اینکه در کشور مادر که دارای نیروی کار گران است تولید کنند، در کشور چین یا هند و یا در کشور ثالث دیگر که نیروی کار ارزان قیمت دارد، تولید کنند تا محصولی با کمترین قیمت ممکن تولید شود که البته این باعث می شود که آن شرکت و برند غربی در عرصه رقابت، موفقیت بهتری کسب کند. اما اگر این کار را نکند، چون در عرصه جهان، برندهای دیگری نیز هستند که با آن برند رقابت می کنند و مطمئنا آن شرکت ها محصولات خود را برای ارزانتر شدن در چین تولید خواهند کرد پس در نتیجه آن شرکت، با اینکه شاید محصول بهتری تولید کرده باشد در رقابت با دیگر شرکت ها عقب خواهد ماند که این مسئله برای هیچ شرکتی قابل تحمل نیست پس تمام برند ها و مارک ها این سیاست، یعنی سیاست تولید محصول در چین را به ناچار انجام خواهند داد. ولی آن چیز که بسیار برای آنها مهم است این است که به هیچ وجه من الوجوه فن آوری طراحی و دیزاین محصول به چین منتقل نشود تا چین دارای برند و مارک معتبر نشود زیرا این، مایع قدرتمند شدن چین خواهد بود.

 همان طور که می بینید پیش بینی استادمان درست نبود حال این سوال مطرح می شود که خوب، اگر خط تولید ها از غرب به چین منتقل شود این باعث می شود بسیاری، در کشورهای غربی بیکار شوند آنها برای این معزل چه فکری کرده اند؟

 بگذارید این مطلب را بگوییم که امروزه برای یک کشور به عنوان یک اقتصاد بزرگ آنچه در ایجاد صنعت و تکنولوژی مهم است، این است که با ایجاد آن صنعت تا می تواند ارز به کشور منتقل کنند نه اینکه با آن ایجاد اشتغال کند.

 بعد این که ارز و پول وارد کشور شد خرج کردن پول مشخص خواهد شد زیرا یک اصل وجود دارد که پول درآوردن کاری بس سخت است ولی پول خرج کردن کاری آسان می باشد.

 آنها پس از آنکه محصول را در کشور چین تولید کردند مقدار کمی از آن پول را، در اختیار کارگرهای چینی و کشور چین قرار می دهند آنگاه بخش عمده پول به دست هیئت مدیره این برندهای غربی می رسد و سرمایه داران غربی بیشتر از قبل پولدار می شوند حال که سرمایه داران غربی به یک گاو شیرده تبدیل شدند نوبت به این می رسد که نیروی کار غربی، که الان به خاطر سیاست جدید بیکار شدند با شغل های خدماتی که حال جانشین کارهای صنعتی برای آنها شده است باید از شیر این گاوهای شیرده بدوشند و البته به خاطر همین است که امروزه بیشتر اشتغال در کشورهای صنعتی یعنی 64% آن، کارهای خدماتی مانند رستوران داری و هتل داری می باشد.