امروزه بعضی از آقایان از زینت آلاتی که از طلا ساخته می شود برای پوشش خود استفاده می کنند.

 وقتی به آنها حکم حرمت آن را در اسلام متذکر می شویم و آنها را از این کار نهی می کنیم برای ما دلیل می آورند که آقا، علت این که اسلام انداختن طلا را برای مرد حرام اعلام کرده است این می باشد که در زمان صدر اسلام استفاده از طلا و جواهر توسط مردان، برای چشم و همچشمی بوده است و اسلام برای اینکه این مسئله بین مردان شیوع پیدا نکند از پوشیدن طلا توسط مردان نهی کرده است ولی امروزه، استفاده از طلا در بین مردان برای چشم و همچشمی نیست در نتیجه، دیگر انداختن طلا برای آقایان در عصر حاضر حرام نمی باشد.

البته که بخشی از سخن ایشان، سخن صحیح و درستی می باشد یعنی انداختن طلا در آن زمان توسط مردان برای چشم و همچشمی بوده است. و البته که ما نیز، این سخن را قبول داریم ولی این آقایان، از این مطلب غافل هستند که توجیه ایشان بیان حکمت حکم است و نه بیان علت حکم.

 بین علت حکم و حکمت آن، بسیار فرق است. من هم اینک به بیان تفاوت بین علت و حکمت حکم می پردازم تا این مسئله، برای خوانندگان عزیز واضح شود.

1ـ علت حکم، به چیزی می گویند که وجود و عدم وجود حکم به وجود و عدم وجود آن علت مربوط است ( فراموش نشود در اینجا حکم: حرمت پوشش مردان توسط زینت آلاتی از طلا می باشد) ولی حکمت حکم به چیزی می گویند که وجود و عدم وجود حکم به وجود و عدم وجود آن حکمت مربوط نیست.

 2ـ علت حکم آن چیزی است که توسط شارع برای ایجاد حکم در نظر گرفته می شود ولی حکمت حکم آن چیزی است که در ذهن مکلف در مورد آن حکم حاصل می شود.