روایتی از امام اول شیعیان: اگر شغل خستگی و رنج دارد، بیکاری مدام نیز مایه فساد و تباهی است.

2ـ راهکارهای حل معزل بیکاری

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ببینید، اقتصاددان علت رشد بیکاری در کشور را در این می دانند که کارخانجات و کلا صنعت ایران توان رقابتی خود را در بازار چه از نوع داخلی آن باشد و چه از نوع خارجی آن، را ندارند و برای آنکه این صنعت دچار ورشکستگی نشود دولت با وضع تعرفه ها بالا در گمرک و حتی جلوگیری از واردات کالاها خارجی که مشابه آن در داخل تولید می شود از صنعت داخل و ورشکستی آنها جلوگیری می کند و این سیاست سالیان متمادی در ایران اجراء می شود اقتصاددانان به این سیاست انتقاد دارند آنها معتقدند که کنترل گمرک برای یک مدت کوتاه برای جان گرفتن صنایع داخل خوب است ولی تداوم آن سمی مهلک است به طور کلی این امر عجیبی است که کالای خارجی در کشور ثالث تولید می شود و بعد هزینه حمل از آن کشور تا کشور ما به آن اضافه می شود و حتی هزینه گمرک ما را نیز بر خود می افزاید و بعد به بازار ما می آید ولی کالای داخلی منهای تمام این شرایطی که کالای خارجی دارد باز نمی تواند در بازار داخلی با آن رقابت کند و در نتیجه شرکت داخلی ورشکسته می شود.

علت آنکه که شرکت ها و کارخانجات داخلی نمی توانند به رقابت با شرکت ها خارجی بپردازند پس از بررسی های فروان به نظر من این می باشد.

ببینید آقایان، صنایع ما به خاطر آنکه برپایه منتاژ و تبعیت از فن آوری غربی و شرقی بنا نهاده شده است و دستگاه ها و ماشینالات و حتی قطعات بعضی از کالاهای تولیدی آن، در بسیاری موارد از کشورهای صاحب فن آوری وارد می شود برای آنکه بتواند کالای رقابتی در عرصه بازارهای داخلی و خارجی تولید کند باید همواره به روزترین تجهیزات و ماشینالات و حتی قطعات کالای تولیدی را از کشورهای صاحب فن آوری وارد کند و این نیاز به آن دارد که کارفرما درآمدش از کارخانه از لحاظ دلاری بالا باشد تا بتواند همواره آماده به روز کردن خود از لحاظ فن آوری باشد این مطلب را آقایان داشته باشید تا راهکار اصلی را بیان نمایم.

خوب، برای اینکه به این هدف نیل شود باید دو کار صورت گیرد ابتدا باید از سیاست کارگاه کوچک به سمت ساختن کارخانه های بزرگ پیش برویم هدف را در اقتصاد خود ساختن کارخانه های بزرگ قرار دهیم درست است که کارخانه های بزرگ و این سیاست باعث توزیع ثروت در کشور به شکلی می شود که بیشتر سرمایه در اختیار اقشار کمتری از جامعه قرار می گیرد و تعداد بیشتری از جامعه از اقشار حقوق بگیر می شوند و البته که سیاست اقتصاد کارگاه های کوچک که اکنون در کشور ما حاکم است باعث رشد جمعیت سرمایه دار کشور شده و قشر حقوق بگیر را در کشور کم کرده است و البته که، این  طبق ظاهر توزیع ثروت را بهتر نشان می دهد ولی این را باید بدانیم که سیاست کارخانه ها بزرگ باعث این می شود که درآمد کارفرما بیشتر شود در نتیجه این باعث آن می شود که فرد کارفرما پول بیشتری را برای مدرن سازی کارخانه خود داشته باشد و این کار برای او معقول به صرفه می شود و در نتیجه این کارخانه مدرن کالایی با کیفیتتر و ارزانتر به بازار داخلی و خارجی عرضه می کند و در نتیجه می تواند در بازار بماند و ورشکسته نشود و این یعنی رشد اقتصاد و رشد تولید ناخالص داخلی و توسعه صادرات غیر نفتی و افزایش درآمدهای مالیاتی و از همه مهمتر ایجاد اشتغال روز افزون بیشتر در کشور. در حالی که سیاست کارگاه های کوچک باعث پائین آمدن درآمد کارفرما می شود و هدف کارفرما را فقط معطوف به این امر می کند که حقوق کارگرش را بدهد و لاغیر. و دیگر به دنبال مدرن سازی و توسعه نیست و این یعنی تولید کالایی بی کیفتیتر و گرانتر که حتی نمی تواند با کالای خارجی در بازار داخلی رقابت کند چه برسد در پی توسعه صادرات به کشورهای دیگر باشد.

البته توزیع ثروت در سیاست اقتصادی کارخانه های بزرگ که منجر به آن می شود که بیشتر ثروت در اختیار اقشار کمتری از جامعه قرار بگیرد را نیز می توان با سهامی کردن کارخانه ها دادن سهام شناور در اختیار اقشار حقوق بگیر برای بهرمندی از سود کارخانه و ایجاد امنیت شغلی برای این قشر و دادن تسهیلات بانکی به این قشر و البته توسعه مشاغل خدماتی اصلاح نمود.

 دومین کاری که باید صورت گیرد این می باشد که باید ارزش پول ملی کشور را بالا نگه داشت و ریال را تبدیل به یک ارز بین المللی کرد زیرا تولید کننده تجهیزات خود را از کشورهای صنعتی با نرخ دلار و یورو وارد می کند و باید محصولات خود را نیز به نرخ پولی بفروشد که در سطح این ارزها باشد و اگر پولی که محصول خود را در بازار با آن می فروشد ارزش چندانی در عرصه بین المللی نداشته باشد در نتیجه برای وارد کردن تجهیزات مدرن سازی از کشور ثالث، دچار مشکل مالی می شود.

حال شاید مستشکلی این اشکال را وارد کند که آقا کشورهای مثل ترکیه یا چین با پائین آوردن ارزش پول ملی توانسته اند تبدیل به یک قدرت صنعتی در دنیا شوند ولی شما می گوید باید ارزش پول ملی را بالا نگه داشت و سعی شود که ارزش آن نیز ثابت باشد من در جواب این مطلب را بیان می دارم:

ببینید آقایان، کشورهایی مانند چین و ترکیه با سیاست پائین نگه داشتن ارزش پول ملی هدفشان را این قرار داده اند که کارگر خود را در جهان امروز، تبدیل به ارزانترین کارگر کنند و در نتیجه از برندهای معتبر جهان امروز مانند برند زارا اسپانیا و اپل آمریکا بخواهند که در کشورهایشان یک شعبه از کارخانجات این برندها را بزنند و در نتیجه، تجهیزات و ماشینالات از آن برند معتبر و مستشار و مهندس نیز همین طور و البته کارفرما نیز از این برندهای معتبر تأمین می شود و فقط نیروی کار از این کشور ها خواهد بود در حالی که ما می خواهیم که شرکت های مستقل ایجاد کنیم که کارفرما و مهندس و مستشار و کارگر آن از داخل باشند و فقط تجهیزات و ماشینالات آن از خارج بیاید که این نیاز به ارزی مانند دلار یا یورو دارد که کارفرما داخلی باید آن را بپردازد. در حالی که در سبک اقتصاد ترکیه یا چین این کشورها فقط به تأمین کارگر می پردازند و نیاز به دادن دلار بابت خرید تجهیزات و ماشینالات ندارند.