فرق بین نظریه های جبر و تفویض و امر بین الامرین از طریق یک مثال عامیانه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خوب شما شاید شما شنیده باشید، افعالی که توسط انسان انجام می شود، در مورد آن نظریاتی موجود است.

اشاعره معتقد به جبری بودن افعال انسان هستند و معتزله معتقد به تفویض و امامیه معتقد به امر بین الامرین می باشند ولی درک اینکه این سه نظریه چه می باشد؟ همیشه برای من سنگین می نمود، تا این که کتاب محزرات آقای سبحانی را خواندم در آنجا یک مثال عامیانه برای فهم این سه نظریه آمده بود که خیلی جالب بود و باعث شد که من این سه نظریه را خوب بفهمم، حال دوست دارم شما نیز از آن آگاه شوید.

فرض کنید فردی دستی دارد که دارای رشعه شدید است و کاملا به صورت غیر ارادی عمل می کند حال اگر یک نفر دیگر با علم به اینکه اگر شمشیری به دست مورد نظر او ببندد بر سر کسی فرود خواهد آمد و او را خواهد کشت، شمشیری به دست او ببندد و او نیز بر این اساس فردی را بکشد قتل به آن فردی که شمشیر را به دست او بسته است نسبت داده می شود و این شبیه همان نظریه جبر است که اشاعره به آن معتقتد هستند.

 حال فرض را عوض کنیم به این صورت که اگر فردی این شمشیر را به دست کسی بدهد که به حرکت دستش مسلط است و او شمشیر را بر سر کسی فرود بیاورد و او را بکشد قتل به فرد مباشر نسبت داده می شود و نه، به آن کسی شمشیر را به او داده است این شبیه همان نظریه تفویض است که معتزله به آن معتقد هستند.

 حال اگر فردی دارای دست مفلوجی باشد که اگر جریان برق به آن متصل شود حرکت خواهد کرد و دارای رمق می شود. حال فرض کنید سیم برقی که دست آن فرد را دارای رمق می کند در دست فرد دیگری باشد و آن فرد هر وقت که اراده کرد جریان برق را متصل کند و دست او را دارای رمق و جان کند و هر وقت هم خواست جریان را قطع کند و دست او را از رمق بیاندازد در نتیجه اگر آن فرد که دستی، این گونه دارد شمشیری به دست مورد نظر بگیرد و فردی را بکشد در این حالت هم قتل به فرد مباشر که چنین دستی دارد نسبت داده می شود و هم به کسی که جریان برق را به دست او متصل کرده است نسبت داده می شود و این شبیه همان نظریه ای است که به امر بین الامرین معروف است و امامیه به آن معتقد می باشد.