1ـ ساختار سنتی جامعه و حفظ مبانی دینی در کشور

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروزه ناهنجاری های دینی بسیاری در جامعه ما دیده می شود از بدحجابی گرفته تا بالا رفتن سن ازدواج و کاهش زاد و ولد و افزایش طلاق و رشد جرم و جرائم که متأسفانه جامعه ما را درگیر خود کرده است به راستی علت این قضایا چه می باشد؟؟؟

بنده معتقد هستم که یکی از دلائل مهم این قضیه شکسته شدن ساختار سنتی کشور ما می باشد به نظر من اگر در جامعه ای ساختار سنتی آن جامعه حفظ شود حتی اگر در آن جامعه مراکز فساد و فحشاء باشد و دسترسی مردم هم به آن به سهولت باشد بسیار سخت جامعه به قهقری می رود ولی اگر در جامعه ساختار های سنتی شکسته شود حتی اگر مراکز فساد نیز در اختیار مردم نباشد باز جامعه به ابتذال کشیده می شود.

خوب شاید برای شما مورد سؤال باشد که این ساختار سنتی جامعه چیست؟؟؟

من آن را این گونه تعریف می نمایم: رعایت اصل های که در یک جامعه باید رعایت شود.

حال این اصل ها چه می باشد؟؟؟؟ بنده به توضیح این اصل های می پردازم.

 یکی از این اصل ها که در یک جامعه سنتی مورد تأکید است این مطلب می باشد که کار کردن در بیرون از خانه وظیفه مردان می باشد مگر بعضی از کارهای که طبق شریعت، خانم ها باید آن را انجام دهند.

حکومت نیز باید این اصل را بسیار مهم بداند و تمام تلاش خود را به خرج دهد که مشکل اشتغال مردان در جامعه حل شود و شغلی با آینده کاری مطمئن در اختیار آنها قرار گیرد زیرا بیکاری مردان در جامعه، سم مهلکی است که به بنیاد دینی و مذهبی جامعه لطمه می زند.

اما اصل دوم این می باشد که باید به مردان جامعه مان این را بخوارنیم که یک مرد نباید بیکار بماند و باید همواره به دنبال کار باشد یادم است که در یک مطلب ادبی قدیمی که در دبیرستان می خوانیدم، که خبر از جامعه سنتی آن زمان می داد نویسنده یک مطلب را با این مفهوم بیان می داشت که ما هر چه سال های درسی را به جلو می رفتیم کلاس های درس مان خلوت تر می شود زیرا بچه ها به دست آوردن نان سنگک را مهمتر می دانستند. البته من این مطلب ادبی را برای غلو در این اصل بیان نمودم نه بیشتر.

اصل بعدی در یک جامعه سنتی این می باشد که وقتی یک مرد به سر کار رفت اولین چیزی که باید به ذهن او و البته خانواده اش حتما خطور کند تشکیل خانواده می باشد پس او و خانواده اش باید در این مسئله بسیار پیگیر باشند زیرا رشد فرهنگ ازدواج و پائین آمدن سن آن یکی از اصول بسیار مهم برای حفظ مبانی اعتقادی و مذهبی جامعه می باشد.

اصل بعدی در جامعه سنتی این می باشد که یک مرد حتما باید این را در ذهن خود بارها تأکید نماید که زنی می تواند به بنیان خانواده او وفادار باشد و از حریم آن مدافعت کند و فرزندان صالح برای جامعه تربیت کند که یک زن عفیفه و متدین باشد پس هر مردی باید به دنبال چنین همسری باشد.

اصل بعدی برای یک جامعه سنتی این مطلب می باشد که یک زن در این جامعه وظیفه اصلی خود را خانه داری و همسرداری و فرزند داری بداند و همواره باید در انتظار یک همسر مناسب برای خود باشد. اگر از زنان قدیمی جویا شوید می ببینید که آنها فخرشان در جوانی به تعداد خواستگارهایشان بود و اینکه بین خواستگارها چه جنگ و جدلی بود.