امروز در جامعه ما تمام این اصول شکسته شده است به نظر من یکی از دلائل رشد ناهنجاری های اعتقادی و دینی مردم ما همین می باشد. امروز کار کردن مرد در بیرون از خانه یک اصل نمی باشد بلکه دوش تا دوش کار کردن زنان و مردان در جامعه اصل شده است حتی امروز کار بیرون برای خانم ها بیشتر از آقایان است اگر باورتان نمی شود می توانید به اگهی های کار مراجعه کنید تا این مسئله برای شما روشن گردد. خوب این مسئله زمینه خوبی را برای رشد روابط نامشروع بین دو جنس آماده می کند و سن ازدواج و آمار طلاق را بالا می برد.

دومین اصل نیز در جامعه امروز شکسته شده و متأسفانه مردان دیگر مثل سابق به دنبال کار نمی روند و بیکاری را به سر کار رفتن ترجیح می دهند و البته متأسفانه زمینه کار نیز برای آقایان کم شده است و این نیز مفاسد خود را به همراه دارد.

اصل تشکیل خانواده نیز در جامعه ما شکسته شده است و  امروز خانم ها و آقایان تمایلی برای ازدواج زود هنگام از خود نشان نمی دهند امروز یک زن در جامعه بیشتر به موقعیت شغلی خود در بیرون از خانه می بالد تا به تعداد خواستگار های خود، که تشکیل خانواده را برای او رقم می زند. امروزه ماندن زن در خانه و رسیدگی به امور خانه و فرزندان و شوهر یک افت کلاس برای زن محسوب می شود ولی موفقیت در بیرون برای یک زن آنقدر مهم شده که حتی می تواند برای موفقیت بیشتر در آن، بنیان خانواده را زیر پا بگذارد از همسرش جدا شود سقط جنین کند و همه این ها در یک جامعه مدرن غربی یک حق برای زن محسوب می شود و البته که همه این ها خطر برای مبانی اخلاقی و دینی جامعه محسوب می شود.

اصل آخری که امروزه آن نیز شکسته شده است این می باشد که متأسفانه بعضی از آقایان هدفشان از ازدواج با یک خانم دیگر حفظ بنیان خانواده و گرم نگه داشتن آن و تربیت فرزندان صالح نمی باشد و بیشتر به دنبال زنانی می روند که حیاء و عفتی نداشته باشند زیرا همسر خود را وسیله برای پز دادن در جامعه می ببینند.