بررسی قانون چندهمسری اسلام از منظر دو دیدگاه فردگرایی و جامعه گرایی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روشنفکران غربزده به قانون چندهمسری اسلام انتقاد دارند و آن را خلاف حقوق زنان می دانند و علت آن نیز این می باشد که روشنفکران غربزده که تحت تأثیر شدید مکتب فردگرایی یا اصالت خواسته فرد هستند، البته این را بیان دارم که این مکتب هم اکنون غالب بر جامعه و تمدن غربی شده است، بنابرین به تبعیت از این مکتب مدعی هستند که هر زن خواهان این است که همسر او دست به تعدد زوجات نزند و چون فردگرایی غربی این خواسته را اصیل می داند، در نتیجه با قانون تعدد زوجات به مخالفت می پردازند.

 بنده در جواب این جماعت روشنفکر دو دیدگاه را مطرح می کنم: 1ـ دیدگاه و خواسته هر فرد از جامعه زنان که ظاهرا مخالف آن هستند که همسران آنها چند زن را به عنوان همسر اختیار کنند و در نتیجه همسر خود را با چند زن دیگر شریک شوند. 2ـ خواسته و مصلحت جامعه زنان که به نوبه خود، جنسی مؤنث دارد و این مطلب را می گوید که در مواقع جنگ ها که تعداد زنان از تعداد مردان بیشتر می شود یا در شرایط دیگر که جمعیت زنان بی شوهر بالا می رود از مردانی که دستشان به دهانشان می رسد می خواهد که با اختیار کردن چند همسر با حل معزل زنان بی سرپرست، فقر و فساد و کمبود عاطفه را در کشور ریشه کن کنند.

 حکمت این قانون شرعی نیز بنابر آنچیزی که از آن شهود می شود آن است که این خواسته جامعه زنان را بر خواسته تک تک زنان جامعه ارجحیت می دهد و آن را اصیل و مقدس می شمارد مگر آنکه مردی که چند همسر اختیار کرده است نتواند بین همسران خود عدالت را برقرار کند در این صورت حکمت این قانون شرعی خواسته ظاهری فرد فرد زنان را اصیل می داند و آن مردان را از تعدد زوجات منع می کند.

   همان طور که می بینید حکمت این قانون شرعی نه خود را یک قانون جامعه گرایانه مطلق بیان می دارد و نه یک قانون فردگرایانه مطلق، بلکه یک قانون جامعه گرایانه با تبصره ای فردگرایانه بیان می کند.