نتایج فردگرایی در تمدن غرب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فرد گرایی در غرب ریشه و اساس شکل گیری و رویدن لیبرایسم است یعنی همان جهان آزاد که در برابر جهان کمونیست در دنیا غرب ایستادگی می کرد.

 بگذارید مطلب را واضحتر بیان کنم، ببینید طبق قاعده فردگرایی «آنچه اصیل و مقدس است و باید مورد اطاعت قرار گیرد خواسته هر فرد به ما هو فرد است.»

حال شما باید این قانون یا اصلی را که من بیان نمودم، در عرصه اقتصادی و مالی و عرصه اجتماعی و فرهنگی و عرصه سیاست و حکومت داری فرض بگیرید تا اینکه به ساختار بلوک غرب یا نظام لیبرال دمکراسی غرب پی ببرید.

 وقتی در عرصه اقتصاد خواسته فرد را مورد بررسی قرار می دهیم به نتیجه مذکور می رسیم: آنچه برای خواسته هر فرد مهم می نماید آن است که تا می تواند اموال و املاک جمع کند و بر ثروت خود بیفزاید همانطور که می بینید این همان امپریالیسم یا نظام سرمایه داری غربی است.

 اگر در عرصه اجتماع وارد شویم به این نتیجه مذکور خواهیم رسید: خواهش نفسانی هر فردی این خواهد بود که تا حد نهایت آزاد باشد و هیچ کس به او نگوید که چه می کنی؟ و چه کار انجام می دهی؟ و همان طور که استظهار دارید این همان لیبرایسم یا آزادی مطلق است.

 و اگر در عرصه حکومت و سیاست وارد شویم می بینیم: آنچه برای هر فرد اهمیت و اصالت دارد آن است که هر فرد می خواهد آن حاکمی را که به آن علاقه دارد بر او حکومت کند یا آن کسی را که او دوست می دارد، برای او قانون وضع کند و این همان دمکراسی است.