مقدمه ای در مورد حکمت احکام دین

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروزه دیده می شود که روشنفکران غربزده بعضی از احکام دین مانند قصاص و تعدد زوجات را مورد هجمه قرار می دهند و آن را زیر سؤال می برند.

من در اینجا می خواهم علت این هجمه ها را از طرف این قشر از جامعه، ریشه یابی کنم و آن را برای خوانندگان عزیز بیان نمایم.

ببینید آقایان، علت این هجمه ها به خاطر تحت تأثیر قرار گرفتن روشنفکران غربزده از فرهنگ و ساختار جامعه غربی است که یا در آن محیط زندگی کرده اند و با آن جو، خو گرفته و بزرگ شده اند یا مطالبی از این ساختار و فرهنگ را در دانشگاه یا هر محیطی خوانده و شیفته و دلباخته آن شده اند در نتیجه چیزی جز آن را نه می فهمند و نه دوست دارند بفهمند.

حال به بیان ساختار جوامع غربی و چگونگی شکل گیری آن ساختار و نگرشی که آن ساختار را به وجود آورده می پردازیم.

جوامع غربی و ساختار آنها از لحاظ فرهنگی یا سیاسی و حکومتی یا اقتصادی از دو دیدگاه نشأت گرفته است: 1ـ فردگرایی یا با عنوان انگلیسی آن ایندیویدوالیسم. 2ـ جامعه گرایی یا با عنوان انگلیسی آن سسیالیسم.

امروزه در جامعه غربی هر آنچه شما مشاهده می کنید از ساختار سیاسی و حکومتی و ساختار فرهنگی و وضع قوانین و ساختار اقتصادی و پولی کشور، بسیار تحت تأثیر این دو تفکر قرار گرفته اند.

امروزه نیز روشنفکران غربزده به طور ناخوداگاه یا خوداگاه تحت تأثیر این دو دیدگاه هستند و جهان را از تلسکوپ و عدسی یکی از این دو دیدگاه فقط می بینند بنابرین نمی توانند قوانین شرع مقدس را درک کنند و تحلیل مناسبی از آن داشته باشند.

البته معتقدین به این دو دیدگاه در غرب نیز، هیچ وقت نخواستند بین این دو دیدگاه جمع کنند و ساختار یا قوانینی مشترک از این دو دیدگاه بسازند و همیشه بین این دو دیدگاه در غرب تعارض و تضاد بوده است و حتی نزدیک بود که بشریت را به جنگ جهانی بسیار عظیمی بکشد.

زمانی که من به بعضی از قوانین اسلام توجه نمودم مانند قصاص و تعدد زوجات که الان مورد هجمه این گونه افراد قرار گرفته است تاحدی با ذهن قاصر خود به نکاتی بدیع در مورد حکمت این احکام پی بردم که برای همه اقشار جامعه بالاخص این افراد شاید جالب باشد البته من این مطلب را باید گوشزد کنم، من هرگز به کنه احکام شرعی از جمله احکام مذکور پی نمی برم و شارع مقدس به علل آن آگاه است و علت اصلی نزد او می باشد.

ولی بیان این حکمت ها شاید نگرش این افراد را در مورد بعضی از احکام شرعی مانند قصاص یا تعدد زوجات تغییر دهد و زیبای این احکام را برای آنها روشن سازد.

به نظر بنده، اینگونه افراد نباید احکام شرعی مورد نظر را فقط از دریچه یکی این دو نگرش غربی یعنی فردگرایی یا جامعه گرایی ببینند بلکه باید احکام مورد نظر را هم زمان از دریچه این دو دیدگاه مورد کنکاش و تدبر قرار دهند.

 به نظر من یکی از حکمت های احکام شرعی مانند قصاص یا تعدد زوجات این می باشد که این احکام در بردارنده هر دو دیدگاه می باشند و هر دو دیدگاه شاید مورد توجه باشد.    

حال من قبل از آنکه به بیان مطلب اصلی بپردازم باید این دو نگرش غربی و تأثیر همه جانبانه آن دو را در ساختار جامعه غربی در دو مقاله مجزا بیان نمایم تا مقدمه ای باشد برای برای بیان مطلب اصلی.