نگرش معتزله به ماجرای سقیفه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من همیشه در مورد فرق مختلف اسلامی در مورد ماجرای سقیفه فکر می کردم و این مسئله را واکاوی می کردم تا اینکه در شب قدر پاره ای از آن برای من روشن شد. حال دوست دارم که شما نیز به این مطالب توجه کنید.

معتزله حضرت را مانند امامیه افضل صحابه می دانند و البته این عقیده را پس از واکاوی تاریخ صدر اسلام و دوران  ظهور پیامبر و بررسی فضائل تک تک صحابه و قیاس آن با فضائل امام اول شیعیان یک عقیده کاملا عقلی می دانند و صغری قیاس امامیه را در مورد چگونگی تعیین خلیفه پس از پیامبر، می پذیرند.

 ولی به کبری قیاس شیعیان خدشه وارد می کنند. حال سؤالی که مطرح می شود، محتوای آن کبری چیست؟ آن کبری این مطلب می باشد که عقل حکم می کند که افضل صحابه باید خلیفه بعد از پیامبر باشد.

معتزله این حکم را، عقلی نمی دانند بلکه آنها معتقدند که آنچه عقل حکم می کند آن است که حتی مفضول نیز می تواند بر فاضل حاکم شود و به این صورت رأی سقیفه را، در مورد تعیین ابوبکر به عنوان خلیفه توجیه می کنند.

 البته از دیدگاه معتزله آنچه مبرهن است آن است که آنها تشکیل سقیفه را برای تعیین خلیفه کاملا عقلی می دانند و به خود تشکیل سقیفه، اصالت می دهند و برخلاف اشاعره ذات سقیفه را مورد پذیرش ندارند و آن را اصیل نمی دانند و این بدان معنا است که  معتزله رأی سقیفه را، مساوی اجماع مسلمین که فارغ از خطا است نمی دانند و فقط تشکیل سقیفه را برای تعیین خلیفه یک امر عقلی می دانند که طبق حکم عقل باید صورت می پذیرفت، که صورت پذیرفت.