نگرش امامیه به ماجرای سقیفه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من همیشه در مورد فرق مختلف اسلامی در مورد ماجرای سقیفه فکر، و این مسئله را واکاوی می کردم تا اینکه در شب قدر پاره ای از آن برای من روشن شد. حال دوست دارم که شما نیز به این مطالب توجه کنید.

امامیه برای اثبات خلافت حضرت بعد از پیامبر اسلام تنها یا بیشتر بر مسئله غدیر خم تأکید می کند و بیشتر استدلال خود را برای اثبات ماجرای غدیر خم گذاشته است این نوع استدلال های امامیه تنها در دوران ظهور شبهات و اختلافات بین امامیه را حل کرده است و در دوران غیبت جوابگو شبهات و اختلافات بین امامیه در مورد آینده تشیع در دوران غیبت نیست، در نتیجه این اختلاقات تنها به وسیله اثبات ماجرای غدیر خم حل نمی شود.

 پس برای اثبات خلافت حضرت به دنبال دلیل دیگری جز غدیر خم می پردازیم به نظر من آن دلیل سیره عقلاء بما هو  عقلاء می باشد.

 مفاد این دلیل اینگونه خواهد بود: امامیه برای اثبات خلافت بلا فصل حضرت بعد پیامبر از یک صغری و کبری عقلی استفاده می کند.

صغری: اگر دوران صدر اسلام و دوران حضور پیامبر اسلام را از لحاظ تاریخی بررسی کنیم و سیری در روایات شیعه و سنی بکنیم این مسئله را عقلا، در خواهیم یافت که حضرت افضل صحابه خواهد بود.

 کبری: عقل حکم می کند که افضل صحابه پس از پیامبر به منصب خلافت برسد.

 نتیجه: به حکم عقل حضرت لایقترین فرد برای خلافت پیامبر اسلام خواهد بود. و این حکمی است که عقلاء به ما هو عقلاء به آن حکم می کنند و شارع نیز به عنوان رئیس عقلاء، اگر با آن مخالف بود بدان حتما حکم می کرد و چون مانعی نیز از بیان حکم شارع وجود ندارد به نتیجه می رسیم که شارع حکم عقلاء را پذیرفته و آن را تأیید می کند.