بررسی نگرش معتزله و اشاعره و امامیه در مورد ماجرای سقیفه در انتهاء بحث

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در انتهاء بحث، می خواهم نظریات سه فرقه اسلامی را در مورد ماجرای سقیفه بیان کنیم.

 ابتداء معتزله: ببینید آقایان، معتزله برای اثبات رأی خود در مورد سقیفه از یک برهان عقلی استفاده می کند آنها این مطلب را بیان می کنند که امت پس از وفات پیامبر اسلام در تحیر باقی مانده و برای آنکه این تحیر رفع شود عقل حکم می کند که شورای از صحابه شکل گیرد و خلیفه بعد از پیامبر اسلام را تعیین کند، پس بنابرین سقیفه شکل گرفت و ابوبکر به عنوان جانشین تعیین شد درست است که انتخاب سقیفه به اعتقاد معتزله، افضل صحابه یعنی حضرت نمی باشد ولی انتخاب سقیفه هر چه که باشد چون امت را از تحیر نجات می دهد به حکم عقل معتزلی باید مورد قبول قرار گیرد.

همان طور که خوانندگان عزیز می بینند معتزله هرگز به سقیفه اصالت نمی دهد بلکه رأی آن را یک امر عقلی می داند که باید برای نجات امت از تحیر صورت می گرفت.

 ولی اشاعره برای اثبات رأی خود در مورد سقیفه از یک صغری شرعی و یک کبری عقلی به اعتقاد خود استفاده می کند آنها در صغری استدلال خود از یک روایت که از پیامبر اسلام نقل می کنند استفاده می کنند که مفهوم این روایت اینگونه می باشد که وقتی امت پیامبر اسلام در یک مسئله اجماع می کنند به خطاء نمی روند. آنها کبری استدلال خود را، که از دیدگاه خود عقلی می دانند اینگونه تقریر می کنند که این اجماع نیز در ماجرای سقیفه به تحقق پیوست در نتیجه رأی خود را اثبات می کنند.

 ببینید خوانندگان عزیز این فرقه برای اثبات نظر خود به سقیفه اصالت داد و رأی سقیفه را به شکلی خواست شرعی نشان دهد درست برخلاف معتزله، که فقط می خواهد رأی سقیفه را به طوری عقلی نشان دهد آن چیزی که مبرهن است این است که کبری که از دیدگاه اشاعره عقلی می نماید هرگز عقلا مورد پذیرش نیست و بالطبع به دل نیز نمی نشیند به خاطر همین است که علماء امامیه سریعا به آن اشکال وارد کرده و آن را نمی پذیرند.

 اما امامیه برای اثبات جانشینی حضرت بیشتر بر روی دلایل نقلی که اهم آن روایت غدیر خم می باشد تکیه دارد و چندان به دنبال دلیل عقلی برای اثبات جانشینی حضرت بعد از پیامبر نیست دلایل نقلی نیز، تنها تا زمان آخرین نائب خاص امام دوازدهم شیعه از بروز اختلاف بین امامیه جلوگیری می کند.

 حال این دلیل عقلی که بنده در مورد جانشینی بلا فصل حضرت بعد از پیامبر اسلام بیان کردم و مفاد آن را سابقا شما خواندید، دوست دارم که مورد توجه قرار گیرد.