1_ جواب یک شبه: ایران بعد از اسلام یا ایران قبل از اسلام کدام از لحاظ تمدن، شکومندتر بودند؟؟؟؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خواستم در مورد مباحث تمدن اسلامی سخن بگویم دیدم سخن گفتن در مورد این مباحث بدون جواب دادن به شبه ای که طرفداران ایران باستان، امروزه در جامعه ما نشر می دهند تکمیل نمی شود پس ابتدا لازم دانستم که به این شبه بپردازم.

در ابتدا این مطلب را بیان نمایم که دوستان عزیز، مطلب بنده در حقیقت یک مناظره می باشد که برگرفته از یک مناظره واقعی که بین من و یک نفر دیگر به وجود آمد نوشته، و شکل گرفته است.

روزی یک نفر به بنده این مطلب را بیان نمود که آقا، ما قبل از اسلام یک امپراطوری عظیم بودیم، یک ملت بسیار متمدن بودیم ولی بعد از اسلام با حمله عرب ها به ایران تمدن بزرگ ما از بین رفت و عرب ها کشور ما را به ویرانی بردند و زنان ما را به بردگی کشیدند و دوران سیاهی و عقب ماندگی ما شروع شد.

بنده در جواب ایشان گفتم که اتفاقا بعد از اسلام نور علم و دانش بر ایران طلوع کرد و کشور ایرانی که فارغ از  فرهیختگان بزرگ در علم و دانش بود تبدیل به یک مرکز تولید علم شد ما در دوران قبل از اسلام حتی یک مورخ نداشتیم که تاریخ ما را در این دوران بنویسد و تاریخ ما توسط یونانی ها و امثالهم، مثلا هرودد نوشته شده است. در حالی که ما کرور کرور انسان فرهیخته بعد از اسلام در ایران دیدیم، مانند زکریای رازی و ابن سینا و ابوالوفاء بوزجانی یا صوفی رازی یا ابوالعباس نیریزی یا جابر بن حیان و شعراء بزرگ مانند، فردوسی و خیام و عطار و مولانا و سعدی و حافظ و بسیاری دیگر و در محدیثین و فقهای بزرگ افرادی چون، شیخ صدوق و شیخ طوسی و غیره را داشتیم و البته مورخین بزرگی مثل مسعودی و بخاری و بیهقی، که مثلا بیهقی روزشمار دوران سلطان مسعود غزنوی را می نوشت در حالی که ما مورخینی که حتی دوارن قبل از اسلام را در ایران به شکل گذار بنویسند، نداریم.

او در جواب بنده گفت که آقا، ما ایرانی ها ملتی متمدن بودیم و عرب ها وقتی حمله کردن قومی وحشی بودند و ما تمدن خود را به آنها خورانیدم و آنها را متمدن کردیم و این دانشمندانی که شما از آنها اسم بردید کسانی بودند که یک ایرانی اصیل بودند و اصالت ایرانی بودن خود را فراموش نکردند و تسلیم فرهنگ عرب نشدند بلکه فقط خواستند خدمتی به اسلام بکنند.

در جواب به ایشان گفتم که چگونه آنها بر اصالت ایرانی بودن خود تکیه جدی داشتن در حالی که این شکل ارادت خود را به اسلام و احکام آن و شخص پیامبر اسلام و ائمه اطهار نشان 

می دادند و عمامه و لباس عربی می پوشیدند و بسیاری از کتب خود را به عربی می نوشتند نمونه اش حکیم توس می باشد که با این که داستان اساطیر ایران باستان را به نظم در آورده است ارادت خود را به اسلام و شخص پیامبر اسلام و امام اول شیعیان در اشعار خود به نمایش در آورده است؟؟؟؟