نظام آموزشی اسلامی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نظام آموزشی قدیم حوزه های علمیه که یادگاری از نظام آموزشی تمدن اسلامی است امتحان خود را به خوبی در طول تاریخ نشان داد و دانشمندان بزرگی از این طریق به وجود آمدند که خدمات وسیعی به علم کردند و همچنین این نظام آموزشی هویت ما و روش بومی ما برای رشد و تعالی است که ما باید برای احیای تمدن اسلامی به آن توجه کنیم. البته اگر ما بتوانیم آن را مدرن سازی کنیم شاید بتوانیم به اهداف خود برسیم حال من متدهای این نظام را می شمارم که امید است مورد تأمل قرار گیرد.

 1ـ نوشتن کتاب به صورت تلیخیص و سپس شرح و حاشیه بر آن زدن، در این روش کتاب نویسی تلخیص را با نظم یا با نثر مسجع می نوشتند تا طلبه بتواند آن را به راحتی حفظ کند و سپس براساس حفظیات خود شرح آن را مباحثه کند این بهترین روش برای ترویج فرهنگ مباحثه کردن و ماندگاری مطلب در ذهن است. 2ـ حق انتخاب استاد براساس استعداد خود و اینکه طلبه به استاد تکیه می کند تا به مدارج عالیه می رسد. 3ـ اهمیت به کیفیت نه کمیت درس های که خوانده می شود چون در این روش ماهگیری اصل است نه ماهی گرفتن یعنی مجتهد شدن اصل است نه کتب دینی بیشتر خواندن، به خاطر همین شعار قدیم حوزه های علمیه این بود: یک درس کم است و دو درس زیاد است. 4ـ دروس حوزه در قدیم بر دو بخش بوده است: دروس مقدمات و دروس تخصصی، که طلبه هر کدام از آنها را نزد یک صاحب نظر در آن علوم می خواند و پس از فارغ شدن از مقدمات نزد آن صاحب نظر به آموختن دروس تخصصی نزد صاحب نظر دیگر می پرداخت. 5ـ درس خارج که یک روش کارآموزی خارج از کتاب و در جهان واقع توسط طلبه است تا او نیز مانند استادش تبدیل به یک صاحب نظر شود. 6ـ «بعد به کتاب مجسطی پرداختم و چون از مقدمات آن فراغت یافتم، به اشگال هندسی رسیدم، ناتلی به من گفت که خودت مطالعه کن و آنچه می فهمی به من عرضه کن تا خطا و صواب آن را به تو بگویم. البته او بر حل مسائل کتاب توانایی نداشت و مطالب بسیاری بود که تا آن وقت نفهمیده بود و من به او فهماندم» این سخن ابن سینا در روش درس خواندش است که به مباحثه معروف می باشد بلی، آنچه باید عرض شود روش درس خواندن طلبه است که براساس پیش مطالعه و سپس درس رفتن و بعد، پس مطالعه و مباحثه کردن می باشد. 7- کتاب ها در ابتدا به صورت تلخیص توسط استاد به طلبه تدریس می شود و پس از مفارغت طلبه از خواندن و مباحثه آن کتاب های تلیخصی، کتاب های جدیدتر حجمشان کم کم بیشتر می شود، البته تا حدود وسیعی کلیت همان کتاب ها تلخیصی را دارد ولی با شاخ و برگ دادن بیشتر مطالب و دقت نظر بیشتر به آنها، مباحث بیشتری مورد بحث واقع می شود، که به نظر بنده به این دلیل می باشد که ذهن انسان را بیشتر با مطالب کلی و اصلی کتاب درگیر نماید تا فرد در آن علم خبره تر و کارکشته تر شود.