روش دوم جزوه نویسی

روش دوم جزوه نویسی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سابقا یک روش برای جزوه نویسی بیان کردیم که نتیجه تجربیات سالیان زیاد درس خواندن من بود که مورد توجه قرار گرفت ولی باید به این مطلب پرداخت که این روش، زمانی جواب می دهد که مسئولین آن مرکز آموزشی که فرد در آن درس می خواند با او همکاری کنند و نمونه سؤال های امتحانی سال قبل را در اختیار او قرار دهند ولی بعضی مواقع هم، همکاری نمی شود و این برگه ها را در اختیار فرد قرار نمی دهند شاید به حکمت این قضیه پی برده اند و این را دانستند که کتاب درسی محدود است و این نمونه سؤال ها نیز، باز محدوده کتاب را ضیق تر می کنند پس تنها یک کار باقی می ماند و آن این می باشد که کل کتاب را برای شب امتحان خلاصه کنیم که این بسیار زمانبر است و اصلا، این روش اول کلا زمانبر خواهد بود و چون این مرکز آموزشی که من در آن درس می خوانم همان طوری که عرض کردم با من در این مسئله  همکاری نکرد به فکر روش دیگری افتادم که در امتحان اخیری که دادم بسیار خوب جواب داد بنابرین به بیان این روش می پردازم: ببینید آقایان برای نوشتن این جزوه امتحانی جدید شما باید حتما در یک مرکز آموزشی حضوری درس بخوانید تا حتما استادی داشته باشید که به شما تدریس کند پس از این که این مسئله حل شد وظیفه شما این خواهد بود که استادی را انتخاب کنید که از تخته سیاه یا امروزه از وایت برد، برای بیان مطالبش بسیار استفاده می کند این استادها که منش تدریسی آنها اینگونه می باشد چه بخواهند به شما جزوه بدهند و چه نخواهند به شما جزوه بدهند به طور ناخودآگاه جزوه را در اختیار شما قرار می دهند کافیست که شما با خود یک پاپکو یا دفتری به کلاس برده و آن مطالب روی تخته را به صورت دقیق و مرتب بنویسید یا اگر نمی نویسید از کسانی که این مطالب را خوش خط و با سلیقه و مرتب نوشته اند در موعد امتحان بگیرید و آنها را زیراکس کنید و پس از پانچ کردن آن را در یک کلاسر، برای استفاده در  شب امتحان قرار دهید حال چرا این جزوه در شب امتحان خوب جواب می دهد؟ من برای بیان علت، از یک قیاس عقلی استفاده می کنم: صغری: آن چیزی که مدنظر استاد در کتاب است او در تخته سیاه آن را پیاده می کند. کبری: آن چیزی که مدنظر استاد در کتاب است حتما در امتحان می آید. نتیجه: آن چیزی که در تخته سیاه است حتما در امتحان می آید. ببینید دوستان عزیز این روش که الان در جزوه نویسی بیان کردم احتمال جواب دادنش به مانند روش قبلی نمی باشد ولی روش بسیار سریعتر برای تهیه یک جزوه امتحانی است بالاخره این نیز یک تاکتیک امتحانی است که یا بسیار خوب جواب می دهد یا به طور متوسط جواب می دهد یا به طور ضعیف یا اصلا جواب نمی دهد که احتمال سوم البته که ضیعف می نماید پس در اینجا عقل حکم می کند که این روش حتما در شب امتحان مورد استفاده قرار گیرد.

  • علی اسمعیلی
  • چهارشنبه ۱۹ آبان ۹۵

برخی اعمال فردی که نه در انجام اعمال خود مجتهد است و نه مقلد و نه احتیاط کار

 برخی اعمال فردی که نه در انجام اعمال خود مجتهد است و نه مقلد و نه احتیاط کار

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ                                                                کسی که نه مجتهد می باشد و نه دوست دارد از مرجع تقلیدی، تقلید کند و نه دوست دارد در اعمالش احتیاط کند وضعیت صحت یا عدم صحت بعضی از اعمالش چگونه خواهد بود؟ من امروز می خواهم این مطلب را از دیدگاه شیخ اعظم یعنی شیخ انصاری بیان کنم ابتدا باید ببینیم که آن عمل چه می باشد؟ آیا آن عمل یک معامله به معنای اعم است مانند عقدی که آن فرد برای یک زوجیت می خواند یا یک عبادت مانند نماز می باشد؟ ابتدا درباره معامله به معنای اعمش بحث می کنیم اگر فردی خواست عقد زوجیت بخواند و شک کرد که آیا  می تواند این عقد را فارسی بخواند و یا عربی خواندن، فقط صحیح می باشد؟ و بدون آنکه مجتهد باشد که اجتهاد کند و بدون آنکه علاقه ای به تقلید از مرجع تقلیدی داشته باشد همین طوری حکم به فارسی خواندن عقد زوجیت بدهد و عقد را فارسی بخواند. آیا عقدی که او خوانده صحیح می باشد؟ در اینجا شیخ انصاری یک حکم اصولی را بیان می کند که ایشان به شدت به آن مقید هستند و آن این می باشد که ببینید معاملات به معنای اعم آن به مانند اسباب واقعی می باشند مانند آتش که مثلا به خانه یک فردی افتاده است در حالیکه او در سفر می باشد چه او نداند خانه اش آتش گرفته و چه بداند که خانه اش آتش گرفته است هیچ فرقی نمی کند آتش خانه اش را خواهد سوزاند بنابرین اگر آن فرد روزی، مثلا در روز قیامت بداند که واقع و نفس الامر این بوده است: عقد فارسی زوجیت را حاصل می کرده است که فبها، عقدی که سابقا خوانده است صحیح می باشد ولی اگر بعدا فهمید که در واقع، عقد عربی صحیح بوده است عقدی که سابقا خوانده است زوجیت را حاصل نخواهد کرد. اما در عبادات، اگر فردی که نه اجتهاد کردن می داند و نه علاقه به تقلید و نه علاقه به احتیاط کردن دارد مثلا شک کند که به راستی خواندن سوره در نماز واجب می باشد یا نه؟ و بدون آنکه اجتهاد کند یا تقلید یا احتیاط کند برائت صادر کند و نمازش را بدون سوره بخواند به راستی نمازش چگونه خواهد بود؟ در اینجا شیخ می فرماید: اگر در واقع ثابت شود که نماز با سوره واجب بوده بدون هیچ شکی نمازش باطل خواهد بود ولی اگر در واقع ثابت شود که نه، نمازش بدون سوره صحیح بوده است باز شیخ می فرماید: نماز او صحیح نمی باشد زیرا قصد قربت که یکی از اصول اصلی صحت نماز است با تردیدی که این فرد درباره نماز با سوره یا بدون سوره داشت جمع نمی شود البته شیخ در اینجا دو گروه افراد را استثناء می کند. 1ـ جاهل غافل یعنی کسی که هیچ شکی نداشته است که نماز بدون سوره اش هیچ ایرادی داشته باشد. 2ـ کسانی هستند که به تبعیت از مثلا پدر یا مادر خود یا نزدیکانشان بدون آنکه شکی در مورد صحت نماز بدون سوره داشته باشند نماز می خوانند شاید از مطلبی که گفتم علت این دو استثناء را فهمیده باشید.     

  • علی اسمعیلی
  • سه شنبه ۱۸ آبان ۹۵

یک نکته جالب تفسیری

یک نکته جالب تفسیری

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نمی دانم چقدر درس تفسیر رفته اید ولی در اکثر کلاس های تفسیر، اساتید برای اثبات اعجاز قرآن و حتی عدم تحریف قرآن بسیار از آیات تحدی استفاده می کنند آنها این گونه مطلب را بیان می کنند: ببینید بچه ها، قرآن کسانی را که منکر که این کتاب هستند به همانند آوری به مانند قرآن دعوت می کند ابتدا آنها را به اینکه کتابی به مانند قرآن بیاورند دعوت می کند و چون نمی توانند بیاورند به آنها می فرماید که ده سوره به مانند سوره های قرآن بیاورند و چون این کار را هم نمی توانند انجام دهند از آنها می خواهد که حداقل یک سوره، به مانند سوره ای از قرآن بیاورند و باز از این کار هم عاجز هستند ولی چیز جالب این مطلب است: آیه ای که می فرماید ده سوره به مانند قرآن بیاورید زمان نزولش درست بعد از آیه ای است که می فرماید یک سوره به مانند سوره ای از قرآن بیاورید یعنی قرآن ابتدا به منکرین امر می کند که یک سوره به مانند قرآن بیاورند و چون منکرین از این امر عاجز هستند قرآن به آنها امر می کند که حال ده سوره به مانند قرآن بیاورند. در اینجا است که مفسرین سرشان در خمره گیر کرده است و هر کدام دست به توجیه می زنند ولی علامه مصباح در کتاب قرآن شناسی خود به این سؤال جواب جالب داده است که دوست دارم آن را بیان کنم ایشان می فرمایند: قرآن ابتدا منکرین را به آوردن یک کتاب به هر صورت که می خواهد باشد ولی به شرط آنکه تمام امتیازات قرآن را داشته باشد دعوت می کند وقتی آنها در این مسئله ابراز ناتوانی می کنند سپس آنها را به آوردن یک سوره دقیقا به مانند سوره ای از قرآن دعوت می کند ولی وقتی آنها در این امر هم عاجز می شوند به آنها می فرماید که لااقل ده سوره بیاورید که هر کدام یکی از خصوصیات اعجاز هر سوره ای از قرآن را که در نظر داشته باشید در برداشته باشد و در مجموع آن ده سوره خصوصیات آن سوره مورد نظر قرآن را داشته باشد و آنها باز هم عاجز هستند. علامه این مسئله را تصریح می فرمایند که این تفسیر ما با ذیل آیه نیز مطابق می نماید.

  • علی اسمعیلی
  • دوشنبه ۱۷ آبان ۹۵

آیا ثروتمندان نسبت به فقراء سهمی ندارند؟

 

آیا ثروتمندان نسبت به فقراء سهمی ندارند؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بهترین ثروت جهان قنائت است کافی است در این مطلب دقت کنید تا زیبای این کلام برای شما روشن شود و زشتترین اعمال تجمل گرای و اشرافی گری و اسراف است. آن روز شبکه خبر از مجالس عروسی و جشن در ایران و بریز و بپاش ها و اسراف هایی که در این مجالس به وجود می آید تصاویری نشان می داد صحنه به شدت تأثرآور و ناراحت کننده بود من از صاحبان این مجالس این مطلب را می پرسم که آیا نمی دانند افرادی در این جامعه هستند که به نان شب خود محتاج اند و ماهی چند، آروزی این غذاهای لذیذ که این افراد ثروتمند به دور می ریزند در دل دارند؟ آیا آنها نمی خواهند این را به خود گوشزد کنند که زری روی زری انباشته نمی شود مگر آنکه حق کسی خورده می شود، که این شکل به حیف و میل غذا و نعمت ها می پردازند؟ آیا آنها نمی دانند که نسبت به فقراء از ثروت خویشتن، سهمی است که آن را از آنها دریغ، و سطل زباله ها را محقتر می دانند؟ روزی داستان رابین هود را می خواندم و از خود چنبن می پرسیدم که چرا انگلیسی ها این چنین فردی را قهرمان می دانند در حالیکه او یک راهزن و قطاع الطریق بود و عمل او عقلا کاری قبیح می نمود؟ پس از مدتی که فکر کردم، به این نتیجه رسیدم که جامعه آن روز انگلستان، آن قدر بی رحم و جنگل صفت شده بود که ضعیفان باید توسط قدرتمندان خورده می شدند. ثروتمندان در ثروت و عیش و نوش خود غرق بودند و جز به خود و لذت ها و هوس های خود فکر نمی کردند در حالیکه فقراء در چنین جوی در فقر و گرسنگی غلت می زنند در چنین جامعه ی بی رحم و جنگل صفتی دیگر قبح عقلی برای راهزنی در نزد رابین هود و دوستارانش باقی نمی ماند پس بهترین کار را برای مبارزه با این بی عدالتی، راهزنی از ثروتمندان و دادن این اموال به فقراء می دانستند بلی از هر در که فقر وارد شود ایمان از در دیگر خارج می شود وقتی تاریخ تزار، کاترین کبیر را در روسیه می خواندم ظلم و ستمی که در آن زمان ثروتمندان و فئودال ها به مردم رعیت و مستضعف می کردند بسیار وحشتناک و خوف انگیز بود پس تعجبی نکردم که در انقلاب 1917 بلشویک ها هر ثروتمند و فئودالی را به فجیعترین شکل می کشند. حال این صحنه ها زیب مملکت شعیه ای ما نیست. اگر نهج البلاغه بخوانیم از خود و رفتار خود متنفر می شویم و اگر از شیعه بودن خود خجل نیستیم پس حداقل به عقل خود این حجت باطنی رجوع کنیم و آزادمرد زندگی کنیم تا به شیرینی قنائت برسیم.                

  • علی اسمعیلی
  • دوشنبه ۱۷ آبان ۹۵