درسی که از اراده یک ملت باید گرفت

درسی که از اراده یک ملت باید گرفت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در اواخر جنگ جهانی دوم کشور آلمان با این که تحت محاصره متفقین قرار گرفته بود و متفقین به مرزهای بین المللی این کشور رسیده بودند و نیروی هوای انگلستان و آمریکا پیاپی مراکز صنعتی و کارخانه های تسلیحاتی این کشور را بمباران می کرد و خود این کشور هم از سال 1919 براساس معاهده ورسای تحت تحریم های نظامی و اقتصادی قرار گرفته بود با این حال مورخین به این مسئله اذعان دارند که در این شرایط کشور آلمان با بازسازی پالایشگاه ها خود تولید سوخت و بنزین را افزایش داده بود و برای اینکه صنایع هواپیما سازیش مورد حمله هوای متفقین قرار نگیرد جنگنده های خود را در معادن نمک تولید می کرد و به این طریق تا حدی نیروی هوای تضعیف شده خود را بازسازی کرده بود و پیشوای آلمان  به سربازان خود دستور داده بود تا می توانند در جنگ زمان بخرند تا مهندسین سلاح های جدید را وارد میدان نبرد کنند تا با این سلاح های نا شناخته و پیشرفته شکل جنگ به صورت دیگری رقم بخورد. آری وقتی متفقین آلمان را اشغال کردند جانشین فرماندهی کل قوای نظامی آمریکا این  سخن را اعتراف کرد: ما در آلمان به چنان فن آوری های ناشناخته و پیشرفته ای دست یافتیم که اگر آن فن آوری ها در طول این جنگ از بین می رفت  بشریت سی سال باید تلاش می کرد تا به آن فن آوری های دست یابد من در اینجا بعضی از آن فن آوری ها مبهوت کننده را را نام می برم:1ـ اولین جنگنده جت جهان، ماسرشمیت 262 که جنگنده های جت کشورهای متفق به مقدار زیادی از اصول ساختن آن اقتباس کردند. 2ـ اولین بمب افکن جت جهان، آرادو234 که به آمریکا برده شد و و پس از بررسی های وسیع، بمب افکن جت بی52 آمریکا از آن ساخته شد. 3ـ اولین بمب افکن جت رادار گریز جهان بمب افکن گوتار 229، که به آمریکا برده شد و براساس آن بمب افکن رادار گریز بی2 ساخته شد.4ـ موشک وی1 که اولین موشک کروز جهان بود. 5ـ موشک وی2 که اولین موشک بالستیک جهان بود که روس ها براساس آن موشک بالستیک معروف اسکاد را ساختند. 6ـ اولین تفنگ تهاجمی و انفرادی جهان اس تی ژ44 که روس ها با اقتباس از آن تفنگ مشهور کلاشنیکف را ساختند. آری این سلاح ها در اوج بمبست سیاسی و نظامی در آلمان ساخته شد و به گفته کارشناسان نظامی اگر دیر در میدان نبرد مورد استفاده قرار نمی گرفت شاید شکل جنگ طوری دیگر رقم می خورد. آری ما باید از این مسئله درسی جدی بگریم کشور ما در دوران تحریم ها نه محاصره نظامی شده بود نه مراکز حساسش پیاپی بمباران می شد فقط و فقط کشور تحریم اقتصادی شده بود پس چرا ما نمی توانیم به مردم خود بگویم تحریم ها را تحمل کنید چون مهندسین ما فن آوری های جدید را به زودی به کشور تزریق می کنند که با آنها تحریم های کشور مان را بی اثر و دشمنان مان را انگشت به دهان و مبهوت می کنیم.   

  • علی اسمعیلی
  • يكشنبه ۱۶ آبان ۹۵

یک نکته جالت فقهی: تا سبب است نوبت به مسبب نمی رسد

یک نکته جالب فقهی: تا سبب است نوبت به مسبب نمی رسد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر کسی بالفرض کلت را روی شقیقه فردی دیگر گذاشته باشد و به او امر کند که کلت روی میز را بردارد و فرد مقابل خود را، که به وسیله فرد تهدید کننده دست و پا بسته است و البته که، خونش  نیز محترم است را بکشد و به فرد تهدید شونده این مطلب را بگوید: اگر این کار را او انجام ندهد بدون شک او، یعنی فرد تهدید شونده را به وسیله این کلت که روی شقیقه او قرار گرفته است خواهد کشت. و فرد تهدید شونده هم می داند و البته که یقین دارد که فرد تهدید کننده در تهدید خود مصر است و اگر او این کار را نکند مطمئنا او کشته خواهد شد و همچنین به این هم یقین دارد که اگر آن فرد دست و پا بسته را بکشد فرد تهدید کننده به قول خود عمل می کند و او را مطمئنا رها خواهد کرد که به هر جا که دوست دارد برود البته در اینجا نیز، با فرض اینکه هیچ چاره ای برای فرد تهدید شونده جز اجراء تهدید وجود ندارد و به هیچ عنوان کار دیگری را نمی تواند انجام دهد که هر دو نجات پیدا کنند. حال باید او به راستی چه کند؟ شاید به فکر شما برسد که او را بکشد و خود جان به در ببرد ولی در میان تعجب بعضی ها، او طبق نظر فقها حق ندارد این کار را انجام دهد و فرد دست و پا بسته را بکشد تا خود جان به در ببرد و اگر این کار را انجام دهد مطمئنا فرد تهدید شونده قصاص می شود نه فرد تهدید کننده. زیرا این جا، پای یک قاعده فقه ای بسیار مهم به میان می آید و آن قاعده از این قرار است: تا سبب وجود دارد نوبت به مسبب نمی رسد چرا که درست است که اگر فرد تهدید شونده با کشتن فرد دست و پا بسته خود جان به در می برد ولی حق ندارد که برای حفظ جان خود پای روی خون بی گناه دیگری بگذارد و خون محترمه ای را بریزد تنها در یک جا این قاعده فقه ای نقض می شود و آن زمانی است که سبب آنقدر ضعیف شده باشد که آن را به مانند یک ابزار یا یک آلت قتاله در نظر گرفت که از خود اراده ای ندارد مانند آنکه دستور دهنده به قتل، به یک دیوانه و مجنون بگوید که فلانی را بکشد و آن مجنون نیز دستور این فرد را انجام دهد. در اینجا دستور دهنده به قتل قصاص می شود زیرا هیچ قاتلی نمی تواند بگوید که من مقتول را نکشتم بلکه این آلت قتاله که در دست من بوده و از خود هیچ اراده ای ندارد او را کشته است.    

  • علی اسمعیلی
  • جمعه ۱۴ آبان ۹۵

آیا ما در خواب هستیم یا بیدار می باشیم؟

آیا ما در خواب هستیم یا بیدار می باشیم؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شاید کسی به شما بگوید به من ثابت کنید که من بیدار هستم و خواب نمی باشم این جهانی که در آن زندگی می کنیم شاید در عالم خواب باشد؟ شما در جواب چنین کسی چه می گوید؟ چگونه خواب نبودن او را برایش اثبات می کنید؟ اگر بگوید جهان خواب ظاهری ناواضح دارد و بیداری جهانی واضح است او در جواب شما شاید بگوید من خواب را واضح، مثل بیداری می بینم آیا کسی وجود ندارد که خواب را به مانند بیداری واضح نبیند؟ مطمئا کسانی هستند که خواب را به مانند بیداری واضح ببینند. اگر بگوید خوب ما بیدار شدن را درک می کنیم و مرز مجزا کننده بین خواب و بیداری، بیدار شدن می باشد او نیز در جواب، شاید به شما  اینچنین بگوید: خوب ما در عالم خواب نیز بیدار می شویم آیا برای شما اتفاق نیفتاده است؟ برای من این امر اتفاق افتاده است. ببینید جواب این فرد از دیدگاه فلسفی بسیار واضح است زیرا در فلسفه یک اصل وجود دارد که اگر چیزی را می خواهی بشناسی مخالف آن را در نظر بگیر حال جواب واضح می نماید زیرا تا مفهوم بیداری واقعی برای یک فرد روشن نباشد نمی تواند از خواب بودن دم بزند یعنی برای او بیدار بودن واقعی مطمئنا قبل خواب اتفاق افتاده است.

  • علی اسمعیلی
  • پنجشنبه ۱۳ آبان ۹۵

بررسی نظریه تکامل داروین

بررسی نظریه تکامل داروین

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در نظریه تکامل داروین آنگونه که من می دانم گفته می شود که موجودات زنده از جمله انسان از تکامل حیوانات دیگر حاصل شده اند مثلا: انسان که از تکامل شانپانزه که از لحاظ عقلی از سایر موجودات زنده با هوش‌‌ تر است به وجود آمده است و انتهاء این حاصل شدن های پیاپی، به یک تک سلولی مانند یک پلانگتون در دریاها برمی گردد گفته شده است که این نظریه از تجربه و بررسی فسیل های باقی مانده حاصل آمده است. خوب بالطبع عده ای مادیگرا از این نظریه برای زیر سؤال بردن دین استفاده می کنند ولی نظریه داروین از چند لحاظ مورد مناقشه است. ابتدا اینکه برای ساده ترین جهش های ژنتیکی در هر موجود زنده بر اثر الزاماتی که شرایط محیطی ایجاد می کند سالیان بسیار بسیار متمادی نیاز است و این را من نمی گویم کسانی که از نظریه داروین دم می زنند، این مطلب را اذعان دارند و این خود باعث یک معمای پیچیده برای طرفداران این نظریه شده است. زیرا به راستی برای یک جهش ساده ژنتیکی آن هم بر اثر الزامات شرایط محیطی سالیان متمادی شاید میلیون ها سال، زمان نیاز است بعد برای تکامل مغز ساده یک شانپانزه به مغز بسیار پیچیده انسان چقدر زمان نیاز است؟ به علاوه به طرفداران مادیگرای گفته می شود که شما اگر این به وجود آمدن ها و تکامل ها را ادامه دهید بالاخره به آن تک سلولی دریای می رسید، آن سلول زنده چگونه به وجود آمده است؟ نمی توانید بگویید تصادفی بوده است زیرا به آنها گفته می شود که تصادف حاصل از برخورد علت ها است و در اصل در این جهان تصادفی وجود ندارد. پس علت آن را به ما بنمایانید؟  

  • علی اسمعیلی
  • چهارشنبه ۱۲ آبان ۹۵