آرزو دارم مردم من را آقا بخوانند

آرزو دارم مردم من را آقا بخوانند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خیلی از طلبه ها در حوزه ها علمیه درس می خوانند که مجتهد شوند و به درجات آیات عظام برسند ولی من دوست دارم به مقامی برسم که خیلی از طلاب شاید در مورد آن حتی فکر نکرده اند وقتی سخنان آقای موحدی کرمانی را در نماز جمعه تهران گوش می دادم دیدم ایشان به سان روحانیون قدیمی صحبت می کرد روحانیونی که از دل طبقات مستضعف و پابرهنه جامعه بیرون آمده بودند آنهایی که از زندگی خود می زدند تا خود را فدای مردم مستضعف کنند آنهایی که زبان گویای مردم پابرهنه و زاغه نشین بودند آنهایی که مأوی و مرهم زخم دل مظلومان بودند آنهایی که صورتهایشان تنها فاصله بین آنها و مردم بود آنهایی که وقتی مستضعفی به نزدشان می آمد به پت و پت و زبان لغوه نمی افتاد بلکه وقتی او را می دیدند ناخودآگاه سفره دلشان باز می شد آنهای که وقتی مستضعفین به دیدارشان می رفتند از ته قلبشان او را آقا می خواندند بله به راستی درجه ای بالاتر از این مقام نیست که مستضعفین تو را به این مقام برسانند.      

  • علی اسمعیلی
  • پنجشنبه ۲۷ آبان ۹۵

اختلاف و اتحاد بین دشمنان اسلام و تأثیر آن بر کشور ما

اختلاف و اتحاد بین دشمنان اسلام و تأثیر آن بر کشور ما

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 یک روز استاد رحیم پور در سیمای جمهوری اسلامی ایران، فرازی از دعای مرزداران را می خواند و در مورد آن بحث می کرد من از آن فراز این مطلب را متوجه شدم که امام معصوم ما خواستار اختلاف بین دشمنان اسلام و اتحاد بین مسلمین است وقتی به تاریخ مراجعه کردم معنای این سخن را بهتر فهمیدم زیرا در طول تاریخ هر زمان که بین دشمنان اسلام اختلاف افتاد به نفع ما مسلمین بود و هر زمان که بین آنها اتحاد ایجاد شد به ضرر ما تمام شد حال به مواردی از وقایع تاریخی می پردازم که مرتبط با این بحث است: 1ـ در زمان شاه عباس صفوی رقابت استعماری شدیدی بین دو کشور انگلستان و پرتغال وجود داشت و شاه زیرک صفوی نیز از این اختلاف و رقابت به نحوه احسن استفاده کرد و نتیجه آن این شد که کارشناسان انگلیسی نیروهای نظامی ایران را آموزش دادند و نیروی دریای انگلستان نیز به ایران کمک کرد تا پرتغالی ها را از جنوب کشور اخراج کند. 2ـ در زمان ظهور ناپلئون بناپارت در فرانسه، اختلاف و رقابتی شدید بین دول غربی از جمله انگلستان و فرانسه و روسیه ایجاد شد که نتیجه این اختلاف منجر به آن شد که بین ایران و فرانسه قرارداد فین کنشتاین امضاء شود که نتیجه آن ورود کارشناسان فرانسوی برای آموزش نظامی نیروهای ایرانی در نبرد با روسیه تزاری بود به علاوه آنها اقلامی از تسلیحات فرانسوی را نیز به ایران آوردند. 3ـ اختلافی که بین دول اروپایی در زمان جنگ جهانی اول به وجود آمد اما متأسفانه به خاطر ضعف حکومت قجر ما نتوانستیم از این اختلاف به نحوه احسنت استفاده کنیم هر چند عده ای از رجال سیاسی در آن زمان تلاش های در این مورد کردند. 4ـ در بحبوحه جنگ جهانی دوم و ظهور هیتلر درآلمان، که باعث شد کارشناسان آلمانی در زمان پهلوی اول به ایران بیاند و راه آهن و صنایع ما را توسعه بدهند. 4ـ اختلافاتی که در طول جنگ سرد بین دو بلوک شرق و غرب به وجود آمد منجر به آن شد که کارشناسان بلوک شرق به ایران آمده و برای ما کارخانه ذوب آهن و ماشین سازی و تراکتورسازی و کفش سازی ایجاد کنند و کشورهای غربی نیز به فروش سلاح های پیشرفته به ایران بپردازند.

حال به وقایع تاریخی می پردازیم که اتحاد و هم رأی شدن دشمنان اسلام منجر به آسیب زدن به  کشور و ملت ما شد که این وقایع عبارتند از: 1ـ عهد نامه دوستی بین ناپلئون و روسیه تزاری با عنوان تیلیسیت که منجر به قطع همکاری فرانسه با ایران در بحبوحه جنگ با روسیه شد که نتایج ناگواری برای کشور همانطور که همه می دانند به همراه داشت. 2ـ قرداد مخفیانه 1915 بین انگلستان و روسیه تزاری در طول جنگ جهانی اول که منجر شد آنها اختلافات بین خود را در مورد ایران را کنار گذاشته و ایران را بین خود تقسیم و سپس کشور را اشغال کنند. 3ـ اجماع جهانی که در مسئله برنامه صلح آمیز هستی ایران صورت گرفت و منجر به تصویب تحریم های شدید بر علیه ایران شد.

  • علی اسمعیلی
  • چهارشنبه ۲۶ آبان ۹۵

سلام من به تو ای الحمراء

سلام من به تو ای الحمراء

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام من به تو ای الحمراء، ای الحمراء عقیده من به تو دو حالت دارد، از یک طرف تو را دوست می دارم و از طرفی دیگر تو را دوست نمی دارم. تو را دوست نمی دارم به خاطر آنکه برخلاف سنت پیامبر اسلام و ائمه اطهار در شیوه حکومت داری ساخته شده ای چون آنها معتقد بودند که حاکمان اسلامی باید به مانند مردم عادی زندگی کنند و زندگی ساده ای داشته باشند تا همدرد طبقات ضعیف جامعه باشند و درد آنها را درد خود بدانند که در نتیجه تا می توانند در حل مشکلات آنها بکوشند اما تو را به دیدگاه خلفاء جور اموی و عباسی ساخته اند که در کاخ های زیبا خود به لذت های دنیوی مشغول بودند و از درد و مصیبت های مردم خود غفلت داشتند. تو را دوست ندارم به خاطر آنکه مرکز توطئه سلاطین بنی نصر با پادشاهان مسیحی برای براندازی سایر حکومت های اسلامی اندلس بودی تو جایی بودی که نقشه باز شدن دروازهای شهر مسلمان نشین اشبیلیه«سویا امروزی» در آن ریخته شد آری تو شاهد بودی، تو شاهد بودی آن روزی را که بین امیر نشینان اندلس اختلاف بود و نتیجه این اختلاف خروج این سرزمین از دست مسلمانان را به بار آورد آری تو شاهد بودی، شاهد هوس بازی ها و بی بندباری ها مسلمانان که گناهان بزرگ را علنا انجام می دادند و متدینشان در برار این گناهان سکوت پیشه کرده بودند و فقط ریا به خرج می دادند تو مکانی بودی که قرارداد تسلیم آخرین سلطان مسلمان با ملکه و پادشاه اسپانیا در آن بسته شد و مسلمانان بعد از هشت صد سال، دیگر آنجا نبودند تو کشتار مسلمانان، مجبور کردن آنها به تغییر دینشان، دادگاه های تفیش عقائد و اخراج مسلمانان را دیدی و دم بر نیاوردی. اما از طرفی تو را دوست دارم چون کهنترین بنای اسلامی هستی که در اوج زیبای ساخته شدی شندیده ام در عصر سعدی و مولانا بنا شدی یعنی قرن هفتم هجری، و در زمانی که حافظ شیرازی می زیست به تکامل رسیدی آری آن زمان که بلاد اسلام مورد تاخت و تاز مغول و تاتار بود و تمام آبادی ها خود را ویران می دید و زمانی که صلیبیون سرزمین های اسلامی را از خون برادران مسلمان گلگون می کردند تو شکوهمندانه زیبایت را به رخ می کشیدی تو زیبای، آری تو زیبای به خاطر آنکه مسلمانان در اوج تمدنشان در اندلس تو را ساخته اند تو یادگار آن تمدن باشکوهی، تو ما را به یاد آن تمدن بزرگ می اندازی آن تمدنی که اولین پرواز انسان، در آن صورت گرفت آن تمدنی که در آن ساعت و خودنویس ساخته شد آن تمدنی که جراحی های ظریف چشم در آن انجام می شد می گویند در آن زمان شهرهای اندلس سنگ فرش بود و در تمام خیابان ها چراغ های روشنایی در شب طلألو می کرد در حالیکه در خیابان های پاریس و لندن یک چراغ نیز در شب روشن نبود و این دو شهر در تاریکی محض فرو رفته بودند و مردم در خیابان های آن دو شهر تا زانو درگل فرو می رفتند.

با تو سخن ها دارم الحمراء، سینه ام ملامال از افسوس است شنیده ام سفره نان مسیحیان شده ای هر ساله کرور کرور توریست به دیدار تو می آیند و از هر زوایه ات هزاران عکس، با دقت فراوان می گیرند آیا این مسیحیان اسپانیا نمک اسلام را می خورند و نمکدانش را می شکند؟ زیبای تو را می ببینند شکوه تو را می ببینند که خبر از شکوه گذشته تمدن اسلامی می دهد سپس به مسلمانان می گویند: وحشی، عقب افتاده از تمدن و شتر سوار و تروریست. آیا کورند یا خود را به کوری زده اند؟ آیا لحظه ای به حکمت این مسئله فکر نکرده اند که برای چه باید زیباترین بنا و معماری اسلامی در هشت صد سال پیش در قلب اروپای مسیحی باشد؟؟؟ شنیده ام که معماران مسلمان، تو را در هشت صد سال پیش به این قصد ساخته اند که بهشتی را روی زمین به نمایش بگذارند. نهرهای تو که از جویبارها و سرچشمه ها سیراب می شود باغ ها و حوض ها و فوارها و استخرهای کم عمق و پر انعکاس تو را تزئین کرده است و صدای زمزمه آب در همه جای تو به گوش می رسد شنیده ام تو را به گونه ای طراحی کرده اند که مختلط نباشی و برای پذیرایی از سفیران و مهمانانت مکانی مجزا از دیگر جاهای قصر، داری که اتاق ها و حیاط های زیبا دارد آخر اینجا روشنفکران غربزده دم از اختلاط زن و مرد می زنند و هر جا که می خواهند جلوی اختلاط را بگیرند صدای اعتراض این آقایان بلند است. ای کاش این معمارهای ما به جای آنکه کور کورانه از بناهای غربی اقتباس کنند از تو که عروس جهان غرب هستی اقتباس می کردند بزنم به تخته بعد این همه سال خوب مانده ای گذشت سالیان زیاد در تو فرسودگی چندانی ایجاد نکرده است انگار سلاطین بنی نصر همین دیروز تو را ترک کرده اند این مطلب نشان می دهد که غربی ها قدر میراث فرهنگی ما را بهتر از خودمان می دانند.  

کاخ الحمراء، غرناطه اندلس.

  • علی اسمعیلی
  • سه شنبه ۲۵ آبان ۹۵

دکترین نظامی رژیم صهیونیستی

دکترین نظامی رژیم صهیونیستی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر ما بخواهیم در برابر دشمنان خود بایستیم و در میدان نبرد با آنها موفق باشیم باید دیدگاه نظامی آنها را دریابیم تا براساس آن نیروهای خود را آموزش و آرایش دهیم و همچنین براساس آن به توسعه تسلیحاتی خود بپردازیم و چون رژیم صهیونیستی بزرگترین دشمن ما مسلمانان هست و متأسفانه ما هنوز نتوانسیم سرزمین های اشغالی که توسط این رژیم به اشغال در آمده است را آزاد کنیم بنابرین مطالعه برنامه نظامی دشمن شاید کمک شایانی در رسیدن به این هدف مهم کند من پس از مطالعات نظامی فراوان درباره برنامه نظامی این رژیم اشغالگر توانستم تا حدی به دکترین نظامی این رژیم پی ببرم که این دکترین به این شرح است: 1ـ رژیم صهیونیستی همواره حفظ سرزمین های اشغالی برایش اهمیت فراوانی داشته تا بتواند ساختار منحوس خود را حفظ کند بنابرین به توسعه و پیشرفت تسلیحات انفرادی خود می پردازد تا هنگامی که مورد تهاجم نهایی قرار گرفت با پخش کردن این تسلیحات در بین ملت پوشالین خود یک ارتش بزرگ درست کند تا خانه به خانه از منافع نا مشروع خود دفاع کند. 2ـ چون این رژیم خاک و سرزمین کوچکی را در چنگ دارد برای آنکه به شعار منحوس خود یعنی از نیل تا فرات برسد و خوی اشغالگری خود را حفظ کند به توسعه و پیشرفت قوای زرهی خود پرداخته که نتیجه اش تانک مرکاوا بوده است. 3ـ چون این رژیم پلید یک ملت دروغین درست کرده که نتیجه آن از هم گسیختگی ذاتی آن ملت است به همین دلیل این رژیم به دنبال ایجاد امنیت هر چه بیشتر برای این ملت است تا حکومت و ملت پوشالین خود را حفظ کند بنابرین به خاطر ترس خود از حملات موشکی رزمندگان اسلام به ساکنینش و ایجاد رعب در بین آنها به توسعه سامانه دفاع موشکی گنبد آهنین پرداخته است. 4ـ به خاطر آنکه این رژیم به شدت تلاش دارد که جان نیروهای نظامی خود را در میدان نبرد حفظ کند به همین دلیل تلاش دارد که در زمانی کوتاه و با کمترین کشته و با بیشترین پیروزی جنگ را به پایان برساند بنابرین جنگ های فرسایشی و چریکی بزرگترین دشمن این هدف است به همین دلیل است که این رژیم تلاش دارد با توسعه صنایع پهباد سازی تحرکات رزمندگان اسلام را در نظر بگیرد تا هم از لطمه شدید به نیروهایش جلوگیری کند و هم یک عملیات دقیق برای پیشروی طراحی کند.    

  • علی اسمعیلی
  • دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵