مقدمه ای بر تمدن اسلامی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من زمانی به مباحث تمدن اسلامی علاقه مند شدم که در تلوزیون پای صحبت های دو استاد فرزانه یعنی دکتر رحیم پور و دکتر ولایتی می نشستم و این دو از شکوه و عظمت تمدن اسلامی می گفتند از اینکه این تمدن دانشمندان بزرگی به جهان علم تحویل داده است و آن دانشمندان چه خدمات بزرگی به جهان علم کردند و همچنین تمدن غرب در شکل گیری اش چقدر وام دار تمدن اسلامی است و وقتی ما مسلمانان در اوج تمدن زندگی می کردیم آنها در اوج توحش بودند وقتی خود نیز مطالعاتی در این مسئله کردم و فیلم های مستند و سینمای را در این مورد دیدم که بعضی از آنها را غربی ها ساخته بودند مدهوش این تمدن شدم و این تمدن برای من شد مدینه فاضله که همیشه در رویایم می پروراندم و گاهی آرزو می کردم که ای کاش در این دنیای مدرن که جز خاری مسلمین نمی بینم به دنیا نمی آمدم و در آن زمان که مسلمانان سرور جهان بودند چشم به جهان می گشودم راستی این دنیا تجدد چه سودی برای ما داشت که در دوران رضا خانی برای ما حاصل شد جز اینکه اقتصاد ما را تک محصولی کرد جز اینکه  مردمان را مصرف گرای کالای غربی کرد جز اینکه کارخانه هایمان جز مونتاژ کردن کار دیگری بلد نیستند جز اینکه کشورمان ظرف پانزده روز تسلیم متفقین شد همین طور که می بینید مزایای تمدن غرب برای ما از مزایای تمدن اسلامی در دوران ضعف نیز کمتر است بنابرین همیشه در حجره ام در مدرسه به این فکر می کردم که آیا راهی وجود دارد که مسلمانان دوباره به آن شکوه سابق برگردند البته چیزهای به فکرم رسید و داستان های نیز برایم پیش آمد با اینکه این فکرها دقیق نبودند ولی شاید جرقه ای در اذهان ما ایجاد کند که در این طریق گام برداریم.

 بنده علی اسمعیلی سرباز اسلام هستم دل به آینده روشن مسلمانان دارم هر چند دوران ضعف مسلمین مثل خاری در چشم و استخوانی در گلو براش می ماند.